روزی مردم عامی دِه از ظلم و ستم خان به ستوه آمدند و تصمیم گرفتند به سمت خانه خان بروند و آنجا را نابود کنند و بساط ظلم و ستم را برچینند؛ بنابراین هرکسی هر چیزی که داشت مثل بیل و کلنگ برداشتند و به سمت خانه خان رفتند؛ خان از قضیه هوشیار شد و […]
داشت از فشار اقتصادی شکایت میکرد و آروم آروم یه نیش و کنایهای هم به انقلاب میزد. یکی از پیرمردهای فامیل با تندی بهش گفت: جوون! پیامبر هم که انقلاب کرد و توی مدینه حکومت اسلامی تشکیل داد مسلمونا رو کلی توی فشار اقتصادی قرار دادند؛ خب الانم مثل اون زمانه دیگه؛ دشمن فشار اقتصادی […]
دغدغههایی زیادی برای جوانان مثل من که روی صندلی دانشگاه نشستهاند وجود دارد و اساتیدی که بر این دغدغه و ذهنیتها میافزایند، از آنهایی که قدرت تحلیلیشان برمبنای شبکه اون ور آبی هست، من نیز بهتبع چنین حرفهایی دچار تردیدها و دغدغههایی میگردم، نزدیک دهه پیروزی انقلاب تنهایی در کلاس نشسته بودم و با خود […]
باباجان اجازه میدهید که با علی برویم و برایش توپ بخریم؟! این جمله برای حمید آشنا و از سویی تکاندهنده بود…! حمید به ساعت نگاهی انداخت و گفت: بله پسرم؟ پولدارید؟ علی: آره باباجون، من پولتوجیبی هامو جمع کردم، خودتون گفتید: دیگه مرد شدم. حمید: باشه باباجان، فقط حرف داداشتو گوش کن و موقع رد […]
بیخود مپیچ، مَلول، عقابها کلاغ را میشناسند، هرچه قدر هم که سفید باشد؛ حواس ات کجاست؟ اینجا دنیاست؛ جای پست؛ جایی که شاید روزها شب باشند؛ کلاغها سفید؛ اگر کرمی در پوست مار باشی جغدها رو تو میشناسند و اگر موشی پوستین ببری بر تن کند جنگلها او را میشناسند؛ با تو به کنایه سخنگویم […]
ماسک؛ بله، ماسک! به نظر شما بهترین راه برای مخفی شدن چیست؟ پنهان شدن؟ آیا دیگر میتوان اینجا پنهان شد؟ آنجا چه؟ پشت درخت؟ اگر پاسختان مثبت باشد، در این عصر نفس نکشیدهاید؛ امروزه بالانشینان جهان برای حکمرانی بر ما ساکنان طبقه پایین، باید بهوقت اش پنهان شوند؛ اما آنها کجا پنهان میشوند؟ پشت ماسکها! […]
به گمانم بدترین نوع رفتار خداوند با یک انسان این است که او را به حال خود رها بگذارد؛ این شروع افتادن مشکلهای واقعی است؛ آدمی چنین اسیری را میماند که سالهاست در اتاق انفرادی مانده؛ هیچ دری نیست؛ راه فراری نیست؛ در چنین اوضاعی است که شخص در زندان اوهام خویش نیز اسیر میگردد؛ […]
یادتان باشد باید برای منافع دولت و سازمان از این پس با ادبیات دیگری به نشست و برخاست با شاه ایران بپردازیم؛ از این پس زبان تملق بگشایید و باید مدام او را با کورش، پادشاه هخامنشیان مقایسه کنیم؛ همچنین سعی کنید مکرر ماجرای نجات یهودیان توسط کورش را در ذهن او تلقین کنید و […]
تو مانند دیگران غافل نبودی و از پوچی مدعای خودت آگاه بودی؛ پس چگونه گشت که خود نیز به این باور پوچ ایمان آوردی؟ تکرار طولانی یک دروغ باعث میشود که شخص درنهایت خود نیز به باور و اعتقاد برسد؛ جمله اخیر برخی از اعترافهای کاهن بزرگ معبد آمون بود که بهراستی جای درنگ دارد؛ […]
دنیای موازی، واژهای است که بیشتر به گوش کسانی سرزده است که طرفدار ادبیات فانتزی و تخیلی در دنیای هنر هستند؛ مفهومی که دستمایه کارگردانان برای خلق عواملی بهموازات دنیایی است که در آن زندگی میکنیم؛ اما فارغ از همه افسانهها در این دنیا افرادی هستند که درون اذهانشان نه دنیا بلکه عوالمی رادارند و […]