اگر چه پوشیدن یا نپوشیدن لباس طلبگی ارتباطی به شخصیت حقیقی افراد ندارد، نیز تأثیری بر آن نخواهد گذارد، اما به عنوان نماد و ابزار تبلیغ، کاربرد وسیعی دارد. شخصی که طلبه میشود، اگر بخواهد تبلیغ دین کند با پوشیدن این لباس مقدس ، خود را به عنوان عالم به احکام و معارف دینی معرفی میکند تا بشناسند و بدانند احکام اسلامی و اصول و فروع دین را باید از چه کسی بیاموزند.
البته در این بین هستند کسانی که خودسازی نکردهاند و با پوشیدن لباس طلبگی، از این موقعیت سوء استفاده میکنند یا نااگاهانه موجب بد گمانی دیگران می شوند، با این حال دلیل نمیشود شخصی که به خاطر تبلیغ اسلام به طلبگی رو میآورد و به این هدف مقدس ایمان و اعتقاد دارد، به خاطر عملکرد غلط بعضی که منجر به سوء ظن افراد شده یا میشود ، از پوشیدن لباس روحانی منصرف شود، بر عکس، چنین فردی میبایستدر این راه قاطعانهتر عمل کند تا با الگو شدن نزد مردم، نقایص و کاستیهای دیگر هم صنفان خود را جبران کند. به عبارت دیگر افراد شایسته باید این لباس را بپوشند، تا شأن و مقام روحانیت و ارزش این لباس حفظ شود. کنار رفتن افراد شایسته ، به معنای تأیید کار کسانی است که احیاناً از این لباس استفاده نامطلوب میکنند.
نیز باید یادآوری کرد افراد و شخصیت های با عظمتی چون حضرت امام را که هیچ کس حداقل در قرن اخیر به پایه او نرسیده است. او همین لباس را میپوشید و یا مانند علامه طباطبایی و شهید مطهری.
پس به خاطر حرف دیگران نباید از ادامه کار مأیوس شد. لباس روحانیت دارای پیام است و آن، دعوت به اسلام و یاد خدا و آخرت میباشد. در این شرایط که زخم زبانها زیاد شده، پوشیدن لباس روحانیت یک نوع مجاهده با نفس حساب میشود که اگر برای خدا باشد، ثواب دارد. این تصور که بدون این لباس، بهتر میتوان از دین اسلام تبلیغ کرد، به دلائل متعدد نمیتواند مورد قبول باشد. از مهم ترین آفات این تفکر، جدایی انداختن بین دین و روحانیت است واین فکر اشتباه که مردم معارف و حقایق دین را از شخص غیر روحانی بهتر و صحیح تر میآموزند.
ثبت دیدگاه