حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

یکشنبه, ۹ شهریور , ۱۴۰۴ Sunday, 31 August , 2025 ساعت تعداد کل نوشته ها : 3752 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 1 تعداد دیدگاهها : 104×
14 فروردین 1399 - 1:17
شناسه : 30385
بازدید 85
2

فهرست نام های ایرانی با شروع حرف سین برای دختر و پسر در ادامه همین مطلب به همراه معنی آن گردآوری شده است. سارا : خالص – زبده – شاهزاده خانم – بی غل و غش سارک : سار کوچک، پرنده‌ای سیاه رنگ و بزرگ‌تر از گنجشک سارنگ : نام سازی شبیه به کمانچه ساره […]

ارسال توسط :
پ
پ

فهرست نام های ایرانی با شروع حرف سین برای دختر و پسر در ادامه همین مطلب به همراه معنی آن گردآوری شده است.

سارا : خالص – زبده – شاهزاده خانم – بی غل و غش

سارک : سار کوچک، پرنده‌ای سیاه رنگ و بزرگ‌تر از گنجشک

سارنگ : نام سازی شبیه به کمانچه

ساره : خالص، بی‌آلایش – نامی کردی

سارینا : پاک، ناب – خالص، مقدس

ساسان : سؤال کننده، رئیس معبد آناهید استخر که خاندان ساسانیان به او منسوبند

ساغر : پیاله شرابخوری، جام

سام : بلند مرتبه – جهان پهلوان ایرانی و جد رستم

سامان : ترتیب، نظام، زندگی

سانا : سهل و آسان

ساناز : کمیاب، نادر، زودقهر نام گلی است – اسمی ترکی است

سانیار : حامی و یار و پشتیبان – نامی کردی

ساویز : خوش‌اخلاق، مهربان – نامی کردی

ساهی : آسمان صاف – نامی کردی

ساینا : سیمرغ، دانا و با خرد، فرشته پیروزی، خاندانی از موبدان زردشتی

سایه : منطقه تاریک پشت هر جسم، حمایت

سپنتا : مقدس

سپند : اسفند

سپهر : آسمان، نام فرزند کیخسرو

سپهرداد : بخشیده آسمان – داماد داریوش هخامنشی

سپیدار : درخت سفید

سپید بانو : بانوی سفید و درخشان

سپیده : سحرگاه، سپیدی چشم

ستاره : کرات آسمانی که در شب می‌درخشند

ستایش : پرستش شده، سپاس، مورداحترام، یکی ازنام‌های خداوند

ستی : دختر، سیت

سحر : سپیده دم، بامداد، پگاه

سرافراز : سربلند، متکبر

سرمد : همیشگی، دائم

سرور : رئیس، پیشوا

سروش : شنیدن و فرمانبرداری – فرشته مظهر اطاعت

سرور : شادمانی، خوشحالی

سنبله : یک خوشه گندم

سوبار : اسب سوار – لغت زند و پازند

سودابه : دختر زا – سود ده

سوران : اسم شاخه اصلی زبان کردی، نام پسر

سوری : سرخ رو، نام دختر اردوان پنجم

سورن : خانواده‌ای در دوره اشکانیان که قدرتمند بودند

سورنا : سردار دلیر و خردمند پارتی

سوزان : سوزنده، ملتهب

سوزه : سبزه، نامی لری و کردی

سوسن : گلی به رنگهای سفید، کبود، زرد و حنایی

سوشیانت : برگزیده دینی

سومار : نام قبیله‌ای کردی

سولان : نام گلی است، نامی کردی

سولماز : زنی که پیر و پژمرده نمی‌شود

سوگند : شاهد گرفتن خدا یا بزرگی را گویند

سوین : شادباش، عشق، علاقه، محبت شدید

سها : نام ستاره‌ای در دب اصغر (اسم دختر)

سهراب : سرخ روی، نام پسر رستم که در جنگ با رستم فرمانده سپاه تورانیان بود

سهره : پرنده‌ای خوش آواز، با پرهای سبز و زرد

سهند : کوه آتشفشان قدیمی در آذربایجان

سهیل : بسیار آسان

سهیلا : سهل، سهیل، بسیار آسان، بسیار روان، دراشعار به معنی آتش، ملایم و لطیف

سیامک : مجرد – نام پسر کیومرث

سیاوش : دارنده اسب سیاه، فرزند کیکاووس که ناجوانمردانه و بی گناه به قتل رسید

سیبوبه : مانند سیب، دانشمند شهیر ایرانی، منصف الکتاب

سیروس : صورت یونانی نام کورش پادشاه مشهور ایرانی

سینا : گشایش دهندهٔ دل، مرد دانشمند، نام پدر شیخ ابوعلی سینا، سینه، سوراخ کننده، کوه طور سینا

سیما : چهره. صورت، قیافه، نشان و علامتی که شناخته شود بدان خیر و شر، (غیاث اللغات)، نشان، علامت. (منتهی الارب)

سیمدخت : دختر نقره‌ای و سفید

سیمین : نقره‌ای، سفید، روشن براق

سیمین دخت : دختر نقره‌ای و سفید

سیروان : نام رودی در منطقه اورامان کردستان ایران، نام کردی، پسر

سمیرا : دختر گندمگون

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.