مادر محمدرضا بسیار شهوتران بود؛ او با افراد مختلفی رابطه جنسی داشت؛ یکی از آن موارد این بود که او یکی از افسران ارتش را فرامیخواند و او هم اطاعت میکند و نزد ملکه مادر میرود؛ وقتی وارد میشود میبیند ملکه مادر یک لباس بدننما پوشیده و آرایشکرده؛ همانجا میفهمد که باید با او رابطه داشته باشد اما او که این را نمیخواسته و به دنبال راه فراری بوده است خود را به روی زمین میاندازد و وانمود میکند که تشنج کرده؛ تاجالملوک که این وضعیت را میبیند به سربازها میگوید بیایند و او را ببرند.
صفحه اصلی » گروه » مطالب شخصی

30 بهمن 1397 - 23:31
شناسه : 27458
بازدید 125
مادر محمدرضا بسیار شهوتران بود؛ او با افراد مختلفی رابطه جنسی داشت؛ یکی از آن موارد این بود که او یکی از افسران ارتش را فرامیخواند و او هم اطاعت میکند و نزد ملکه مادر میرود؛ وقتی وارد میشود میبیند ملکه مادر یک لباس بدننما پوشیده و آرایشکرده؛ همانجا میفهمد که باید با او رابطه […]
ارسال توسط :
ثبت دیدگاه