ادای فریضه حج، زمینهساز یکی از اجتماعات باشکوه امت اسلامی است که نگاههای زیادی را متوجه خود خواهد کرد، مکانی که این فریضه در آن ادا میشود، اعمال و مناسک آن، تاریخ آن و … نکات بسیار زیادی را به همراه خود دارد
نام های کعبه
از امام صادق علیه السلام نقل شده است که: «خداوند – عزّ و جلّ – زمین را از زیر کعبه گسترد تا منا، سپس آن را از منا به سوى عرفات گسترانید. پس زمین از عرفات است و عرفات از منا است و منا از کعبه است.» نام دیگر کعبه، بیتاللّه و عتیق است.
از امام باقر علیه السلام پرسیدند: چرا کعبه را عتیق نامیدند؟ پاسخ داد: براى اینکه خانهاى آزاد و رها شده از مالکیّت مردم است که هیچ کس مالک آن نیست.
حَجَرالأسود
حجرالأسود به سنگ سیاهى گویند که در رکن «اسود» یا «شرقى» نصب شده است. روایاتى که ابن عباس و دیگران از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل کردهاند، دلیل بر این است که «حجرالأسود» و «مقام ابراهیم»، هر دو از بهشت و از گوهرهاى آن هستند و در زمین غیر از آن دو، چیزى از بهشت نیست؛ اگر مشرکان، به آن دو، دست نکشیده و آن را آلوده نساخته بودند، هیچ دردمندى آن را مسح نمىکرد جز آنکه خداوند شفایش مىداد. همچنین از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل شده که حجرالأسود یاقوتى سفید از یاقوتهاى بهشت بوده و خداوند آن را به سبب گناه گناهکاران دگرگون [ سیاه] کرده است. «ابوالولید ازرقى» از پدر بزرگش … از ابن عباس نقل مىکند که پیامبرخدا صلى الله علیه و آله فرمود: «خداوند در روز قیامت حجرالأسود را با دو چشم، که به وسیلۀ آن مىبیند و زبانى که با آن سخن مىگوید، مبعوث مىکند و او به سود کسانى که با حق و راستى، آن را مسح کردهاند گواهى مىدهد.»
در روایات آمده است: این سنگ همانند دست راست خدا در زمین است که با بندگان خود به وسیلۀ آن مصافحه مىکند، همانطور که شما با برادران خود دست مىدهید و هرکس که محضر پیامبر صلى الله علیه و آله را درک نکرده باشد و به این سنگ دست بکشد، مثل آن است که با خدا و پیامبرش بیعت کرده است. (شیخ طوسى، تهذیب الاحکام، ج۵، ص۱۰۲)
پس از ظهور اسلام، در زمان بازسازى عبداللّه بن زبیر و حَجّاج این سنگ از جا برداشته شد ولى بار دیگر نصب شد. در قرن سوم هجرى، قرامطه نیز آن را ربوده و به شام بردند ولى یکسال طول نکشید که آن را بازگردانده و در جاى خود نصب کردند. در سال ۳۱۷ ق. باز قرامطه این سنگ را ربودند و در سال ۳۳۹ق. آنرا دوباره بازگرداندند.
این سنگ، که نزدیک به پنجاه تکه است، با بستهاى فلزى و نقرهاى به یکدیگر متصل و در یک قاب نقرهاى قرار داده شده است.
وجوب حج
رفتن به سفر حج، به صورت عادی (در غیر حالت نذر و قَسَم) بر هر مسلمان فقط یک بار واجب است.
انواع حج
حج را بر یک معیار به سه قسم تقسیم کردهاند: حج تَمتُّع، حج قِران و حج اِفراد.
حج تمتّع: این حج وظیفه کسانی است که در فاصله شانزده یا دوازده فرسخی (حدود ۸۸ یا ۶۶ کیلومتری) مکه یا دورتر سکونت دارند.
حج قِران و حج اِفراد: این دو حج وظیفه اهالی مکه و نیز کسانی است که فاصله محلّ سکونتشان تا مکه کمتر از مسافت گفتهشده در حج تمتع است.
اعمال و مناسک حج تمتع
حج تمتع از دو بخش عُمره تمتع و اصل حج تمتع تشکیل شده است:
عمرهی تمتع پنج جزء دارد: ۱. احرام. ۲. طواف. ۳. نماز طواف. ۴. سعی بین صفا و مروه. ۵. تقصیر.
اصل حج تمتع سیزده جزء دارد: ۱. احرام ۲.وقوف در عرفات ۳. وقوف در مشعرالحرام ۴. رمی جمره ۵.قربانی ۶.حلق یا تقصیر ۷.طواف. ۸.نماز طواف. ۹.سعی بین صفا و مروه. ۱۰.طواف نساء ۱۱.نماز طواف نساء. ۱۲.بیتوته در منا ۱۳. رمی جمرات.
مناصب حج
پیش از اسلام منصبهایی برای اداره امور کعبه و حاجیان وجود داشت که خاندانهای مختلف، عهدهدار آن بودند. یکی از مهمترین مسئولیتها در حج «رفادت» بود؛ قریش مقداری از اموال خود را به فرد مسئول میدادند تا برای حاجیان فقیر و مستحق خوراک آماده کند. مسئولیت این امر به دست هاشم بن عبدمناف (جد پیامبر) بود و در نهایت به ابوطالب واگذار شد. این مسئولیت پس از مدتی، به جهت تنگدستی ابوطالب به عباس عموی پیامبر سپرده شد.
از دیگر مسئولیتها، «سِدانت» بود که بر اساس آن، شخصی متولی و کلیددار کعبه میگردید. این مسئولیت در میان تیره بنیعبدالدار بود. سقایت و آبرسانی به حاجیان نیز از دیگر مسئولیتها بود که عباس عموی پیامبر عهدهدار آن بود. پس از فتح مکه، پیامبر(ص) تنها دو مسئولیت سدانت و سقایت را باقی گذاشت و آنها را به همان افرادی که عهدهدار آن بودند، برگرداند. همچنین پذیرایی از حاجیان فقیر نیز از بیتالمال هزینه میشد.
پیامبر مسئولیت جدیدی با عنوان «امیر الحاج» قرار داد که وظیفهاش توجه به گرسنگان و مستمندان و پذیرایی از آنان از بیتالمال بود. این مسئولیت، نوع جدیدی از رفادت به حساب میآمد. بر اساس گزارش تاریخنگاران و سیرهنویسان، اولین کسی که رسول خدا(ص) در سال هشتم هجرت به امارت حج منصوب کرد، «عَتّاب بن اَسید بن اَبیالْعِیص» بود. پس از پیامبر نیز خُلفا و حکومتها افراد مختلفی را به امارت حج گماردند و گاه خودِ خلیفه به حج میرفت و این مسئولیت را بر عهده میگرفت. امام علی(ع) به قثم بن عباس که والی مکه و امیر الحاج بود، نامهای نوشت و دستوراتی به او داد. این نامه، مسئولیتهای امیرالحاج در آن زمان را نشان میدهد.
گردش مالی
در سال ۱۴۳۷ق (۱۳۹۴ش) بیش از هشت میلیون زائر به زیارت خانه خدا سفر کردهاند و درآمد مستقیم حکومت عربستان حدود ۱۲ میلیارد دلار بوده است. این درآمد، حدود ۹ درصد درآمد نفت عربستان بوده است.
کسب درآمد از حج، منحصر به دولت عربستان نیست. کشورهای دیگر نیز به اندازه خود از گردش مالی حج بهرهمند میشوند: در سال ۱۳۹۳ش، رییس وقت سازمان حج و زیارت ایران، دارایی زائران ایرانی در سیستم بانکی کشور ایران را بیش از ۹۰هزار میلیارد ریال اعلام کرده است. او همچنین گردش مالی سازمان حج و زیارت در بانکهای کشور را یکمیلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار دانست و معتقد بود هیچ ارگان، نهاد و دستگاهی این میزان گردش مالی را در سیستم بانکی ندارد.
ثبت دیدگاه