محمدرضا چند سال ابتدائی عمرش را تحت سرپرستی مادرش بود و مادرش نیز او را کاملاً زنانه تربیت کرد. شاید بهعمد برای انتقامگیری از رضاشاه این کار را کرد؛ بعد از چند سال رضاشاه محمدرضا را از مادرش جدا کرد و او را به کاخ آورد و او را در محیطی کاملاً مردانه تربیت کرد، او به محمدرضا آموخت که بایستی زنان را سرزنش کند زیرا زنان باعث میشوند که سرسختی مردها از بین برود؛ او پیوندهای خود را با زنان زندگیاش قطع کرد تا مرد شود. رضاشاه پسرش را در دوران نوجوانیاش به یک کاخ مستقل فرستاد و اینگونه محمدرضا رابطهاش با پدر و مادرش قطع شد.
محمدرضا در سراسر عمرش تلاش میکرد که با عواقب این رفتار پدر و مادرش مبارزه کند؛ مهمترین خصوصیت نامناسبی که براثر این رفتارها گریبان شاه را گرفته بود انفعال، وابستگی و خصوصیات زنانه بود؛ او برای مبارزه با این رفتارها به فرافکنی میپرداخت و تمام خصوصیات بدش را به دشمنانش و مردم ایران نسبت میداد؛ محمدرضا مردم ایران را دارای رفتاری زنانه قلمداد میکرد وزنان بهطورکلی کمارزش یا حتی بیارزش شمرده میشدند.
ثبت دیدگاه