ویژگی های ماه مبارک رمضان ۱

ویژگی های رمضان ۱

امام رضا علیه السلام به نقل از پدران بزرگوارش ، از امام على علیه السلام این گونه نقل مى کند که ایشان فرمودند:

روزى در جلسه اى حاضر بودم ، رسول خدا صلى الله علیه و آله براى ما خطبه خواند و فرمود: اى مردم ! اینک ماه خدا به سوى شما روى آورده است ؛ با برکت و رحمت و آمرزش گویا روزهاى آخر ماه شعبان بوده ؛ بنابراین حضرت ماه رمضان را تشبیه مى کند به کسى که به طرف انسان مى آید و مثل آن که سوغاتى بسیار جالب و نفیس همراه خود آورده است که آن برکت و رحمت و مغفرت است ماه رمضان نزد خدا، از بهترین ماه هاى سال و روزهاى آن ، شریف ترین روزها و شبهاى آن بهترین شب ها و ساعت هاى آن ، بهترین ساعت ها است . ماه رمضان ، ماهى است که شما را در آن ، به مهمانى خدا فرا خوانده اند، شما را گرامى و محترم شمرده اند، و مورد پذیرایى قرار داده اند، تا آنجا که نفس زدن شما در این ماه ثواب تسبیح گفتن و خواب شما در آن ، ثواب عبادت دارد. اعمال شما مورد پذیرش حضرت حق و دعاى شما مستجاب است بنابراین از پروردگار خود با نیت خالص و دلى پاک ، بخواهید که شما را بر روزه گرفتن این ماه و تلاوت قرآن مجید، موفق بدارد. همانا بدبخت و شقى است کسى که در این ماه پر برکت ، از آمرزش خدا محروم و بى بهره بماند.

میهمانى خدا به چه معنا است

و اما منظور از مهمانى خدا چیست ؟! پذیرایى در این مهمانى چگونه است ؟ آیا سفره اى رنگارنگ و غذاهایى گوناگون است ! هرگز! میزبانى خدا شکل دیگرى است ؛ مائده اش آسمانى است . او با قرآن پذیرایى مى کند، با لیله القدر پذیرایى مى کند (شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن)  هر چه بخواهى در او هست (لیله القدر خیر من الف شهر

وقتى انسان روایات مربوط به ماه مبارک و دعاهاى وارده در آن را بررسى مى کند، مى بیند که خداى تعالى ، بهانه اى خواسته تا در این ماه پرفیض و برکت ، به بندگان خود لطف و رحمت کند و گرنه چرا نفس کشیدن که امرى تکوینى و غیر ارادى است ثواب گفتن سبحان الله را داشته باشد که ثواب آن براى هر یک سبحان الله ، سبز شدن یک درخت در بهشت است و نیز چگونه خوابیدن که ناچار از آن هستیم ، ثواب عبادت و نماز را پیدا کرده است ؟!

عزیزان ! این سفره و این شما، فرصت را از دست ندهید و غنیمت شمارید.

گر گدا کاهل بود، تقصیر صاحب خانه چیست ؟

شرافت ماه رمضان

از روایت دیگرى که شیخ صدوق آن را نقل کرده شرافت ماه رمضان ، پیش از آمدنش شناخته مى شود:

عن عبدالسلام بن صالح الهروى قال دخلت على ابى الحسن على بن موسى الرضا علیه السلام فى اخر جمعه من شعبان فقال لى یا اباالصلت ان شعبان قد مضى اکثره و هذا آخر جمعه منه فتدارک فیما بقى منه تقصیرک فیما مضى منه و علیک بالاقبال على ما یعنیک و ترک ما لایعنیک و اکثر من الدعاء و الاستغفار و تلاوه القران و تب الى الله من ذنوبک لیقبل شهر الله علیک و انت مخلص لله و عزوجل و لاتدعن امانه فى عنقک الا ادیتها و لا فى قلبک حقدا على مؤ من الا نزعته و لا ذنبا انت مرتکبه الا اقلعت عنه و اتق الله و توکل علیه فى سرائرک و علانیتک و من یتوک على الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لک شى ء قدرا و اکثر من ان تقول فیما بقى من هذا الشهر اللهم ان لم تکن غفرت لنا فیمامضى من شعبان فاغرلنا فیما بقى منه فان الله تبارک و تعالى یعتق فیهذا الشهر رقابا من النار لحرمه شهر رمضان.

اباصلت هراتى مى گوید: در آخرین جمعه ماه شعبان بر امام رضا علیه السلام وارد شدم حضرت فرمودند: اى اباصلت ! بیش تر روزهاى ماه شعبان گذشت و اینک آخرین جمعه آن است ؛ پس در این چند روز باقى مانده ، کوتاهى و تقصیرت را نسبت به گذشته جبران کن ! بر تو باد که روى آورى به آن چه براى تو فایده دارد؛ پس باید زیاد دعا کنى و طلب مغفرت نمایى و قرآن بخوانى و از گناهانت به درگاه خدا توبه کنى تا این که هنگام فرا رسیدن ماه مبارک ، تو خالص و پاک باشى . مبادا امانتى بر دوش تو باشد، مگر آن که آن را مسترد نمایى و یا در دل تو کینه اى باشد نسبت به یک نفر مؤ من ، مگر آن که برطرفش نمایى و گناهى باشد که انجام مى دادى و هنوز دل از آن نکنده باشى ، از خدا بترس ! و در تمام کارهاى پنهان و آشکارت به خدا توکل کن ! زیرا هر کس به خداوند توکل کند، خداوند براى او کافى است .

اى ابا صلت ! این چند روز باقى مانده از ماه شعبان زیاد بگو: خدایا! اگر تا کنون گناهان مرا نبخشوده اى ، پس در باقى مانده آن مرا ببخش . به درستى که خداى تعالى در این ماه ، به احترام ماه رمضان ، افراد زیادى را از آتش جهنم آزاد مى کند.

همانا خداوند متعال ماه مبارک را بهانه اى قرار داده تا بندگانش را مورد لطف و رحمت و مغفرت قرار دهد.

میهمانى زمانى و مکانى خدا

مرحوم حاج شیخ جعفر شوشترى مى فرماید: خداوند براى زندگانى بندگان خود، دو چیز را که بیش از هر چیز مورد احتیاج آنها بوده ، بیش از هر چیز دیگر خلق فرمود: یکى زمان و دیگرى در مکان ، هیچ موجودى جز ذات اقدسش بى نیاز از آن دو نیست (همان گونه که هوا و آب که بیش تر مورد نیاز است ، بیش تر از سایر موجودات خلق فرموده است).

ولى ذات مقدس بارى تعالى ، منزه از احاطه زمان و مکان است ؛ زیرا خالق این امور نمى شود محتاج به آنها باشد؛ وگرنه آن امور باید مقدم بر ذات او باشند و این ، خلاف فرض است . در عین حال از تمام مکان ها مکان خاصى را به لطف خود ممتاز و آن را خانه خود نامیده است تا بندگانش متوجه آن شوند و او نیز الطاف و مواهب خود را بیش تر به آنها برساند و آن خانه ، کعبه معظم است ،. که آن را بیت الله نام نهاده است و همچنین از تمام زمان ها زمان خاصى را به خود نسبت داده و آن را شهر الله نامیده تا لطف و کرم و مغفرت خود را در آن ماه به تمام بندگانش برساند که آن ماه بیش از کعبه موجب رحمت خدا و آمرزش اوست ؛ چون هر سال تمام بندگان خود را به مهمانى در این ماه فرا مى خواند. چنانچه مردم را به زیارت خانه خود دعوت فرموده است و حضرت ابراهیم خلیل را وسیله دعوت براى خانه خود قرار داده

و اذن فى الناس بالحج یاءتوک رجالا و على کل ضامر یاءتین من کل فج عمیق 

که در خبر است : وقتى حضرت ابراهیم خانه کعبه را ساخت ، ماءمور شد که مردم را به زیارت آن دعوت کند، در این هنگام عرض کرد: خدایا! صداى من به تمام عالم و ذرات آن نمى رسد. خطاب رسید: از تو صدا زدن و از ما رساندن . بنابراین صدا زد: هلموا الى الحج ! تمام مردم شنیدند؛ جبرئیل هم ندا داد: هلموا الى الحج  شیطان نیز چنین کرد: حال هر کسى که به نداى حضرت ابراهیم لبیک گفته باشد به حج مى رود و هر که سالم بر مى گردد ولى یا در آنجا و یا در بین راه مى میرد و هر کس نداى جبرئیل گفت ، به حج مى رود ولى یا در آنجا و یا در بین راه مى میرد و هر کس نداى شیطان را لبیک گفته به حج مى رود و برمى گردد و از خدا روى گردان مى شود (آرى ، حاجى و رباخوارى تحاجى و احتکار، حاجى و دروغ !) بعد حاج شیخ فرمود: و وسیله دعوت به مهمانى در ماه رمضان را حبیب خود حضرت محمد بن عبدالله صلى الله علیه و آله قرار داده

کتب علیکم الصیام کما کتب على الذین من قبلکم لعلکم تتقون

سپس مى فرماید: اگر در ماه رمضان نتوانى از در تقوا و ایمان و صلاح و استغفار و توبه وارد این مهمان سرا شوى ، من مهمانى دیگر سراغ دارم که از آن مهمانى مى توان به این مهمانى هاى الهى راه پیدا کرد و آن ، باب الرحمه الخاصه ابى عبدالله الحسین علیه السلام و ماهش محرم و مکانش کربلا است .

ذکر توسل به حضرت زهرا (س )

برویم مدینه و متوسل شویم به شفیعه روز جزا – فاطمه اطهر – جگر گوشه رسول خدا. اما مدینه رفته ها! هرچه گشتیم قبر آن مظلومه عالم را پیدا نکردیم ؛ بنابراین گاهى در خانه اش ، گاهى در بقیع ، گاهى مابین قبر رسول اکرم صلى الله علیه و آله و منبر، زیارتش را خواندیم . آرى ، قبرش مخفى است و با این مخفى بودن ، تا روز قیامت به دنیا و مردم دنیا فهماند که من رفتم و ناراضى رفتم ؛ من رفتم و مظلوم رفتم ؛ من رفتم و شهیده رفتم . راستى اگر قبر حضرت زهرا علیها السلام آشکار بود، ما چه دلیلى بر مظلومیت او داشتیم تا به دشمن اثبات کنیم !؟

او وصیت کرد: یاعلى ! مرا شب غسل بده ، شب کفن کن و شب دفن کن . نمى خواهم کسانى که بر من ظلم و ستم کرده اند، در تشییع جنازه ام ، حاضر باشند. امیرالمؤ منین علیه السلام به وصایا عمل کرد. شب غسل داد و کفن کرد و شبانه دفن نمود، اما چه حالى داشت ، خدا مى داند و خودش و رسول خدا. پس از دفن فاطمه اش چند جمله اى را این گونه درد دل کرد:

السلام علیک یا رسول الله عنى و عن ابنتک النازله بجوارک و السریعه اللحاق بک قل یا رسول الله عن صفیتک صبرى و رق عنها تجلدى …

درود بر شما اى رسول خدا از طرف خودم و دخترت فاطمه که اینک به جوار شما آرمیده است و چه زود به شما ملحق شد یا رسول الله صبرم در این مصیبت برگزیده تو بسیار کم است و طاقت و تابم از دست رفته است .

تا آنجا که عرض کرد:

لقد استرجعت الودیعه و اخذت الرهینه اما حزنى فسرمد و اما لیلى فمسهد الى ان اختار الله لى دارک التى انت بها مقیم و ستبنئک ابنتک بتظافر امتک على هضمها ظلمها فاحفها السوال و استخبرها الحال فکم من معتلج بصدرها لم تجد الى بثه سبیلا هذا ون لم یعطل العهد و لم یخل منک الذکرا؛

همانا امانت رد شد و رهن گرفته شد ولى همیشه در این مصیبت در اندوه خواهم بود و شب بیدارى خواهم داشت تا خداوند مرگ مرا برساند و همان سرایى که تو در آن اقامت دارى ، برایم برگزیند، و به همین زودى دخترت به تو خبر خواهد داد که امتت برستم نمودن بر آن حضرت اجتماع کردند.

یا رسول الله ! شما از فاطمه با اصرار گذشته ها را سؤ ال کنید، شاید او همه چیز را نگوید؛ (شاید آتش زدن در خانه را نگوید؛ خجالت بکشد بگوید: بابا محسن عزیزم را سقط نمودند؛ در نیم سوخته به پهلویم زدند؛ سیلى به صورتم زدند) و این همه ظلم در حالى بود که از رفتن تو مدت کمى گذشته بود و یادت از خاطره ها از بین رفته بود.

لطفاً نظر خود را بنویسید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *