حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

سه شنبه, ۲۵ خرداد , ۱۴۰۰ 6 ذو القعدة 1442 Tuesday, 15 June , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 3759 تعداد اعضا : 4 تعداد دیدگاهها : 99×
۱۵ فروردین ۱۳۹۹ - ۰:۴۷
شناسه : 30358
بازدید 5
0

فهرست نام های عربی با شروع حرف غین برای دختر و پسر در ادامه همین مطلب به همراه معنی آن گردآوری شده است. غالب : (پسرانه) ۱- غلبه کننده بر دیگری در جنگ، فاتح، پیروز؛ مسلط، چیره؛ ۲- (اَعلام) ۱) نام هشتمین جدّ پیامبر اسلام(ص)؛ ۲) نام یکی از صحابه؛ ۳) غالب دهلوی. غانم : […]

پ
پ

فهرست نام های عربی با شروع حرف غین برای دختر و پسر در ادامه همین مطلب به همراه معنی آن گردآوری شده است.

غالب : (پسرانه) ۱- غلبه کننده بر دیگری در جنگ، فاتح، پیروز؛ مسلط، چیره؛ ۲- (اَعلام) ۱) نام هشتمین جدّ پیامبر اسلام(ص)؛ ۲) نام یکی از صحابه؛ ۳) غالب دهلوی.

غانم : (پسرانه) (در قدیم) غنیمت گرفته و بهره‌مند.

غدیر : (پسرانه) ۱- آبگیری است بین مکه و مدینه در ناحیه ی جحفه؛ ۲- روز یا واقعه غدیر که در میان مسلمانان حائز اهمیت است.

غدیره : (دخترانه) (عربی، غَدیرَه) گیسوی بافته و آویخته.

غزال : (دخترانه) ۱- نوعی آهوی ظریف اندام و بسیار تندرو با چشمان درشت سیاه؛ ۲- (در قدیم) (به مجاز) معشوقه ی زیبا.

غزاله : (دخترانه) ۱- (در قدیم) نوعی آهو بره ی ماده؛ ۲- (به مجاز) آفتاب، چشمه ی آفتاب؛ ۳- (اَعلام) به قولی نام مادر امام چهارم علی ابن حسین(ع) بوده است.

غزل : (دخترانه) ۱- (در ادبیات) نوعی شعر، شعر عاشقانه؛ ۲- (در موسیقی ایرانی) هر نوع سخن آهنگین [معمولاً به زبان فارسی] که به آواز یا همراه سازها خوانده می شده است.

غفّار : (پسرانه) ۱- آمرزنده و بخشاینده ی گناهان(خداوند)؛ ۲- از صفات و نام‌های خداوند.

غفور : (پسرانه) ۱- بخشاینده و آمرزنده ی گناهان(خداوند)؛ ۲- از صفات و نام‌های خداوند که قریب نود بار در قرآن کریم آن را یادآور شده است.

غلام حسن (غلامحسن) : (پسرانه) [غلام = (به مجاز) ارادتمند و فرمان بردار + حسن]، ارادتمند و فرمان بردار حسن [منظور امام حسن(ع)].

غلام حسین (غلامحسین) : (پسرانه) [غلام = (به مجاز) ارادتمند و فرمان بردار + حسین]، ارادتمند و فرمان بردار حسین [منظور امام حسین(ع)].

غلام رضا (غلامرضا) : (پسرانه) [غلام = (به مجاز) ارادتمند و فرمان بردار + رضا]، ارادتمند و فرمان بردار رضا [منظور امام رضا(ع)].

غلام عباس (غلامعباس) : (پسرانه) [غلام = (به مجاز) ارادتمند و فرمان بردار + عباس]، ارادتمند و فرمان بردار عباس [منظور حضرت عباس(ع)].

غلام علی (غلامعلی) : (پسرانه) [غلام = (به مجاز) ارادتمند و فرمان بردار + علی]، ارادتمند و فرمان بردار علی [منظور امام علی(ع)].

غلام محمّد : (پسرانه) [غلام = (به مجاز) ارادتمند و فرمان بردار + محمّد]، ارادتمند و فرمان بردار محمّد [منظور حضرت محمّد(ص)].

غنی : (پسرانه) ۱- ثروتمند؛ ۲- آن که از کمک و هم کاری دیگران بی نیاز است، بی نیاز؛ ۳- از صفات و نامهای خداوند؛ ۴- (در فلسفه ی قدیم) ویژگی آن که ذات و کمال او به دیگری متوقف نباشد؛ ۵- (اعلام) ۱) غنی نام خانوادگی قاسم غنی [۱۲۷۵-۱۳۳۱ شمسی] پزشک، ادیب و سیاستمدار ایرانی؛ در سبزوار متولد شد. پس از گذراندن دوره ی دارالفنون برای ادامه تحصیل به لبنان رفت و از کالج آمریکایی در رشته ی پزشکی فارغ التحصیل شد. در سال ۱۳۰۲ هجری شمسی به فرانسه رفت و به تکمیل تحصیلاتش پرداخت و دوره ی مخصوص نقاشی را نیز گذراند. پس از بازگشت، از مشهد به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد و همزمان به تدریس در دانشکده ی پزشکی و نیز دانشکده ی معقول و منقول پرداخت، بعد از شهریور ۱۳۲۰ هجری شمسی، دو بار به وزارت بهداری و یک بار به وزارت فرهنگ رسید. دکتر غنی علاقه ی خاصی به حافظ داشت و آثار ماندگاری درباره ی او به جا گذاشت از جمله: بحثی در احوال و افکار حافظ، تاریخ عصر حافظ، تاریخ تصوف در اسلام تا عصر حافظ و از همه مهمتر تصحیح دیوان حافظ به همراهی علامه محمد قزوینی از آثار او در این باره اند. از آثار دیگر اوست: رساله ای در شرح احوال و آثار ابن سینا، معرفه النفس، تصحیح ربایات خیام با همکاری محمدعلی فروغی و ترجمه ی آثاری از آناتول فرانس. مجموعه یادداشتها و خاطرات دکتر غنی نیز به چاپ رسیده است؛ ۲) غنی بالله [قرن ۸ هجری] محمد بن یوسف ابی الحجاج بن اسماعیل، هشتمین پادشاه [۷۵۵-۷۶۰ و ۷۶۳-۷۶۳ قمری] از ملوک بنی نصر در اندلس، او در سال آخر پادشاهی همه ی شهرهای مغرب (شمالِ غربی آفریقا و اندلس) را تحت تصرف درآورد؛ ۳) غنی تفرشی، میرعبدالغنی [قرن ۱۱ قمری] شاعر ایرانی، از شعرا و فضلای روزگار شاه عباس بزرگ صفوی و از شاگردان میرابوالقاسم کازرونی بود. او را به حدّت ذهن ستوده اند.

غیاث : (پسرانه) ۱- (در قدیم) فریادرس؛ ۲- فریادخواهی؛ ۳- از صفات و نام‌های خداوند.

غیاث الدین : (پسرانه) ۱- پناه دین و آیین؛ ۲- (اَعلام) ۱) لقب دو تن از امیران آل کرت. غیاث‌الدین اول: [۷۰۷-۷۲۹ قمری] امیر چوپان را که به وی پناهنده شده بود، کشت. غیاث‌الدین دوم: آخرین امیر [۷۷۱-۷۸۳ قمری] آل کرت، که به دست امیر تیمور اسیر و دو سال بعد کشته شد؛ ۲) لقب دو تن از فرمانروایان آل شَنسَب. غیاث‌الدین محمّد سام: شاه [۵۵۸-۵۹۹ قمری]، که غزنین، هرات، سیستان، بلخ، فاریاب و خراسان را تصرف کرد و دولت نیرومندی پدید آورد؛ غیاث‌الدین محمود: شاه [۶۰۲-۶۰۷ قمری]، پسر او، که پس از عمویش بر تخت نشست. او به دست جمعی از پناهندگان کشته شد؛ ۳) غیاث‌الدین ابوالفتوح غازی: فرمانروای ایوبی حلب [۵۸۲-۶۱۳ قمری] پسر صلاح‌الدین ایوبی، که شیعه مذهب بود و با صلیبیان جنگید؛ ۴) غیاث‌الدین تغلق: دو تن از شاهان سلسله ی تغلقیان؛ ۵) غیاث‌الدین جمشید کاشانی: [قرن ۸ و۹ هجری] ریاضیدان و اخترشناس ایرانی، همکار الغ بیگ در رصدخانه سمرقند. سینوس یک درجه را تا ۱۷ رقم اعشاری حساب کرد و عدد پی را تا ۱۶ رقم بدست آورد. در ابداع کسر اعشار پیشگام بود؛ ۶) غیاث‌الدین علی حسینی: [قرن ۹ هجری] عالم ایرانی، مؤلف دانشنامه ی جهان، در زمینه علوم طبیعی [۸۹۱ هجری]؛ ۷) غیاث‌الدین کیخسرو: شاه [۶۳۴-۶۴۳ قمری]، که در خردسالی به سلطنت رسید و امور سلطنت به دست معین‌الدین پروانه افتاد. به فرمان تگودار، ایلخان مغول کشته شد؛ ۸) غیاث‌الدین کیکاووس: آخرین اتابک لر بزرگ [۸۲۷ هجری]، که از شاهرخ تیموری شکست خورد؛ ۹) غیاث‌الدین محمّد: [قرن ۷ و۸ هجری] وزیر ایرانی ابوسعید ایلخان مغول، پسر رشیدالدین فضل الله. در جنگ قدرت پس از مرگ ابوسعید به دست هواداران موسی خان مغول کشته شد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.