حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

سه شنبه, ۲۵ خرداد , ۱۴۰۰ 6 ذو القعدة 1442 Tuesday, 15 June , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 3759 تعداد اعضا : 4 تعداد دیدگاهها : 99×
۱۴ فروردین ۱۳۹۹ - ۲۳:۵۰
شناسه : 30366
بازدید 6
0

فهرست نام های عربی با شروع حرف دال و ذال برای دختر و پسر در ادامه همین مطلب به همراه معنی آن گردآوری شده است. داوود رضا : (پسرانه) (عبری ـ عربی) از نام های مرکب، داوود و رضا. دردانه : (دخترانه) (عربی ـ فارسی) ۱- (به مجاز) بسیار محبوب و گرامی، عزیزکرده، ناز پرورده؛ […]

پ
پ

فهرست نام های عربی با شروع حرف دال و ذال برای دختر و پسر در ادامه همین مطلب به همراه معنی آن گردآوری شده است.

داوود رضا : (پسرانه) (عبری ـ عربی) از نام های مرکب، داوود و رضا.

دردانه : (دخترانه) (عربی ـ فارسی) ۱- (به مجاز) بسیار محبوب و گرامی، عزیزکرده، ناز پرورده؛ ۲- (به مجاز) نیز فرزند بسیار گرامی.

درسا : (دخترانه) (عربی ـ فارسی) (دُر= مروارید، لؤلؤ + سا (پسوند شباهت))، ۱- شبیه به دُر؛ ۲- (به مجاز) گران قیمت و ارزشمند.

درناز : (دخترانه) مروارید ناز.

درین : (دخترانه) (عربی ـ فارسی) (دُر + ین (پسوند نسبت)) ۱- از دُر، ساخته شده از دُر؛ ۲- (به مجاز) گران بها و قیمتی.

دریه : (دخترانه) (عربی ـ فارسی) (دُر + ایه (پسوند نسبت))، مانند دُر، درخشان، روشن.

دلیله : (دخترانه) ۱- راهنما، هدایت کننده، ۲- (اَعلام) (در تورات) (به معنی معشوقه) معشوقه ی شمشون یا سامسون، که راز نیرومندی او را یافت و با افشای آن به دشمنان وی، موجب گرفتاری او شد.

دنیا : (دخترانه) (در نجوم) کیهان؛ جهان، گیتی.

دهگان : (پسرانه) (معرب از فارسی دهگان) ۱- کشاورز، مالکِ ده؛ ۲- (در قدیم) (به مجاز) ایرانی؛ ۳- (به مجاز) زرتشتی؛ ۴- (در قدیم) (به مجاز) هر یک از دانایان و راویان تاریخ و اساطیر ایران؛ ۵- بزرگ و حاکم ولایت.

دیار : (پسرانه) (جمعِ دار)، سرزمین، کشور، موطن، زادگاه.

دَیّان : (پسرانه) ۱- قاضی، داور، حاکم، پاداش دهنده؛ ۲- یکی از اسما الهی؛ ۳- (در اوستا، dayān) به معنی فرمانده.

اسم های عربی – حرف ذ

ذاکر : (پسرانه) آنکه خدا را ستایش می کند، آن که ذکر خدا می گوید؛ یاد کننده ی خدا؛ یاد کننده.

ذاکره : (دخترانه) (در قدیم) ذاکر.

ذبیح : (پسرانه) (در قدیم) ذبح شده، مذبوح.

ذبیح الله : (پسرانه) ۱- قربانی شده برای خدا، سر بریده برای خدا؛ ۲- (اَعلام) لقب حضرت اسماعیل(ع) و به قولی لقب اسحاق نبی که هر دو فرزند ابراهیم خلیل(ع) بودند.

ذکرالله : (پسرانه) یاد خدا، ذکر خدا، یاد کردن از خدا.

ذکری : (پسرانه) (جمع ذِکرَیات) یاد، یادگار، یادبود، خاطره.

ذکیه : (دخترانه) (مؤنث ذکیّ) به معنای تیز هوش و با هوش، زن تیز خاطر.

ذلفا : (دخترانه) ۱- دختر سفید روی؛ ۲- (اَعلام) شاعره معاصر خلفای عباسی، دختر ابیض زن و معشوقه ی نجده ی ابن اسود.

ذوالفقار : (پسرانه) ۱- در لغت به معنی صاحب فقرات، و فقره هر یک از مهره‌های پشت است که ستون فقرات از آن مرکب است؛ ۲- (به مجاز) شمشیر؛ ۳- در اصل نام شمشیر حضرت علی(ع) که پیامبر اسلام(ص) آن را در جنگ بدر به غنیمت گرفت و بعدها به آن حضرت داد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.