فرهنگ انتظار در تاریخ اجتماعی تشیع آذربایجان در دوران پیش از صفویه

مقدمه

از جمله مؤلفه های تاریخ اجتماعی تشیع، باورها، اعتقادات و مراسمات شیعیان است. از مهم ترین باورهای شیعیان که در قالب مراسم های خاص بروز و ظهور یافته و انعکاسی در خور توجه در اوضاع و احوال اجتماعی و سیاسی آنها بر جای نهاده است، انتظار ظهور امام زمان رحمه الله است. تاریخ شیعه امامی با انتظار در آمیخته و همیشه شیعیان در هر زمان انتظار آن را داشته اند که قائم در زمان آنان قیام کند. در روایات انتظار از شیعیان خواسته شده تا برای آمدن قائم خود را آماده کرده و به گونه ای حاضر باشند که هر گاه آن حضرت ظهور کرد، بدون درنگ با ایشان همراهی کنند. به همین سبب اعتقاد به ظهور منجی بر زندگی شیعیان و نوع رفتار و کنش آنان اثرات بارزی داشته و به صورت رسمی خاص در شیعه درآمده و در قالب های گوناگون نمودار شده است. این امر در جامعه آذربایجان در دوران قبل از صفویه نیز هویداست، به گونه ای که فرهنگ انتظار و نمودهای گوناگون آن را می توان در دو مقطع کلی قبل و بعد از حکومت ایلخانان در این ناحیه مشاهده کرد. اهمیت این امر در رابطه با منطقه آذربایجان از آن روست که گویا کهن ترین روایت در زمینه انتظار فرج مربوط به منطقه بذ در آذربایجان است. گزارش های مربوط به این مراسم در بذ نشان می دهند این رسم از قرن چهار تا اواخر قرن هفت هجری در این منطقه استمرار داشته است. افزون بر این در دوران پیش از ایلخانان مردم ایران و از جمله آذربایجان آرزوهای سیاسی خود در رهایی از ظلم حکام را در قیام هایی جست وجو کرده اند که نشانی از فرهنگ انتظار را همراه خود داشت. این نهضت ها که به گونه ای واکنش مردم ایران و از جمله آذربایجان در برابر ظلم و ستم حکام زمانه بود، در آذربایجان نیز قابل پی گیری و ردیابی هستند. از جمله این موارد می توان به حضور آذربایجان در نهضت هایی که با توسل به اندیشه موعود گرایی شیعه به نام فردی از خاندان پیامبر که مهدی مورد نظر معرفی می گشت، قیا م هایی که با تکیه بر گفتار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که در آن ویژگی آخرین شخص صالح را معرفی کرده اند و با شعار «الرضا من آل محمد» انجام می گرفته و نهضت هایی که همزمان با قیام عباسیان یا بلافاصله بعد از خلافت آنان آغاز شده و عموماً از جانب ایرانیان با تفکرات وابسته به ایران پیش از اسلام و با عنایت به اندیشه موعودگرایی اسلام به مهدی موعود رحمه الله معطوف بود، اشاره کرد. در دوره بعد از ایلخانان نیز که با عدم ثبات سیاسی و اقتصادی همراه بوده و نابسامانی های اجتماعی و سیاسی سبب هرج و مرج گردیده بود، اعتقاد به اندیشه ظهور مصلح کامل، سبب به صحنه آمدن متمهدیانی در آذربایجان و بهره برداری آنها از مفهوم انتظار فرج در بین عامه مردم گردید. پژوهش حاضر درصدد است نمودهای فرهنگ انتظار در جامعه آذربایجان در دوران قبل از صفویه را بررسی کند. گزارش های مربوط به رواج فرهنگ انتظار در آذربایجان قبل از صفویه حکایت از این امر دارند که به سبب راه یافتن اعتقادات مبتنی بر فرهنگ انتظار در این ناحیه، حرکت های مبتنی بر این اعتقاد در آذربایجان همواره از سوی عامه مردم با استقبال مواجه می شده اند.

تاریخ اجتماعی

تاریخ اجتماعی شعبه ای از دانش کلی تاریخ است که موضوعاتی چون زنان، خانواده، روابط و ساختارهای خویشاوندی، طبقات و گروه های اجتماعی، کشاورزی، زندگی روستایی، اصناف و حِرَف و به طور کلی ویژگی های مناطق برون شهری، شهر و شهرنشینی، تغذیه و پوشاک، رابطه ذهنیت های جمعی با ساختار دولت یا دگرگونی های علمی و فنی و مسائلی از این قبیل را مورد کاوش قرار می دهد(رحمانیان، ۱۳۸۶: ۴). بنابراین می توان گفت تاریخ اجتماعی گونه ای تاریخ نگاری است که نگاهی به وضعیت و سبک زندگی اقشار مختلف مردم دارد و عنصر سیاست از آن عاری است(گولد و کولب، ۱۳۷۶: ۲۰۲). این نوع از تاریخ نگاری فهمی از تاریخ است که در مقام تحلیل و تبیین حوادث، به گرایش های فکری، ویژگی های اخلاقی و سبک و سیاق زندگی عامه مردم به عنوان یک عامل اثر گذار بر روند حوادث تکیه می کند. تاریخ اجتماعی برآیند مستقیم مکتب آنال است(بهرامی، ۱۳۸۶: ۴۹-۵۲) و نکته قابل توجه در آن همان بُعد مقابله آن با تفکر سنّتی حاکم بر تاریخ است. در حقیقت رویکرد تاریخ در این شیوه، توده ای و مردمی شده و نگاه به لایه های زیرین جامعه معطوف می شود. تاریخ منهای حاکمیت یا توجه به اقشار پایین جامعه، توجه به روابط میان همه انسان ها و به طور کلی «دانش بررسی تاریخ گروه ها یا فعالیت های اجتماعی»(انوری، ۱۳۸۱: ج۳، ۱۵۶۸) بخشی از کارویژه های تاریخ اجتماعی را بازگو می نماید. بنابراین می توان گفت ویژگی و امتیاز خاص این بعد از مباحث تاریخی، توجه به تاریخ اقشار اجتماعی به جای توجه صرف به تاریخ حکام و پادشاهان است. البته گفتنی است در این نوع تاریخ نگاری محقق در بعضی از موارد ناچار است گریزی به سیاست، اقتصاد و نهادهای غیر اجتماعی نیز بزند که بتواند فهم و تحلیل جامعی از مسائل اجتماعی جامعه به دست آورد؛ اما سرانجام دراین نوع از تاریخ نویسی و تاریخ پژوهی سیاست و اقتصاد، حاکم و درباریان محور نیستند. مؤلفه های تاریخ اجتماعی عبارت اند از: ارتباطات اجتماعی، ساختارها و نهادهای اجتماعی، سبک زندگی، باورها و اعتقادات و مراسم، مشاغل و حِرَف، نمادها، کالبد و ساختارشهری و نظام آموزش و پرورش.

انتظار مهدی موعود رحمه الله

از جمله مؤلفه های تاریخ اجتماعی، باورها و اعتقادات و مراسم گروه های اجتماعی است. از مهم ترین باورهای شیعیان که در قالب مراسم های خاص نیز بروز و ظهور یافته و تأثیری در خور توجه در اوضاع و احوال اجتماعی و سیاسی آنها بر جای نهاده انتظار ظهور امام زمان رحمه الله است. انتظار بیش از آن که آموزه ای دینی و یا روندی کارکردی باشد، حالت و صفتی فردی و اجتماعی است، حالتی که در آن شخص منتظر به هر تقدیر نگاهی مثبت به سوی آینده دارد. از باورها و اعتقادات بسیار پر رنگ شیعیان که برای آنان اهمیتی ویژه داشته، باور و اعتقاد به منجی و ظهور قریب الوقوع مهدی رحمه الله است. تاریخ شیعه امامی با انتظار در آمیخته و همیشه شیعیان در هر زمان انتظار آن را داشته اند که قائم در زمان آنان قیام کند. در روایات انتظار از شیعیان خواسته شده برای آمدن قائم خود را آماده و به گونه ای حاضر باشند که هر گاه آن حضرت ظهور کرد بدون معطلی با ایشان همراهی کنند. به طور کلی در تفکّر شیعی، انتظار موعود، به عنوان یک اصل مسلّم اعتقادی مطرح بوده و در بسیاری از روایات بر ضرورت انتظار قائم تصریح شده است که از جمله می توان به روایات زیر اشاره کرد: کلینی در کتاب کافی چنین روایت می کند: روزی مردی بر حضرت ابوجعفر امام باقر علیه السلام وارد شد و صفحه ای در دست داشت؛ حضرت باقر علیه السلام به او فرمود: این نوشته مناظره کننده ای است که پرسش دارد از دینی که عمل در آن مورد قبول است. آن مرد عرض کرد: رحمت خداوند بر تو باد! همین را خواسته ام. پس حضرت ابو جعفر باقر علیه السلام فرمود: گواهی دادن به این که خدا یکی است و هیچ شریکی برای او وجود ندارد، و این که محمد بنده و رسول اوست، و این که اقرار کنی به آن چه از سوی خداوند آمده، و ولایت ما خاندان و بیزاری از دشمنان ما، و تسلیم به امر ما، و پرهیزکاری و فروتنی، و «انتظار قائم ما» که ما را دولتی است که هر وقت خداوند بخواهد آن را خواهد آورد.(کلینی، بی تا: ج۲، ۲۲، ح۱۳)

نعمانی در الغیبه روایت کرده است: روزی امام صادق خطاب به اصحاب خود فرمود: آیا شما را خبر ندهم به آن چه خدای، صاحب عزت و جلال، هیچ عملی را جز به آن از بندگان نمی پذیرد؟ آن گاه فرمود: گواهی دادن به این که هیچ شایسته پرستشی جز خداوند نیست و این که محمد صلی الله علیه و آله و سلم بنده و فرستاده اوست، و اقرار کردن به آن چه خداوند به آن امر فرموده، و ولایت ما، و بیزاری از دشمنانمان و تسلیم شدن به آنان، و پرهیزکاری و تلاش و مجاهدت و اطمینان و «انتظار قائم».(نعمانی، بی تا: ۲۰۰، ح۱۶)فیض بن مختار از امام صادق علیه السلام روایت کند که فرمود: هر کس از شما بمیرد، درحالی که منتظر این امر (ظهور مهدی) باشد، همانند کسی است که با حضرت قائم در خیمه اش بوده باشد. سپس چند لحظه ای درنگ کرده و آن گاه فرمود: نه، بلکه مانند کسی است که در خدمت آن حضرت شمشیر بزند. سپس فرمود: نه به خدا، همچون کسی است که در رکاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شهید شده باشد.(مجلسی، بی تا: ج۵۲، ۱۲۶)در روایتی که نعمانی به سند خود از امام صادق علیه السلام نقل کرده آمده است: هر یک از شما باید که برای خروج حضرت قائم علیه السلام[سلاحی] مهیّا کند. هر چند که یک تیر باشد، که خدای تعالی هرگاه بداند که کسی چنین نیتی دارد، امیدوارم عمرش را طولانی کند تا آن حضرت را درک کند [و از یاران و همراهانش قرار گیرد].(نعمانی، بی تا: ۳۲۰، ح۱۰)در روایت دیگری کلینی به سند خود از امام موسی کاظم علیه السلام نقل می کند: هر کس اسبی را به انتظار امر ما نگاه دارد و به سبب آن دشمنان را خشمگین سازد و او به ما منسوب باشد، خداوند روزیش را فراخ گرداند و شرح صدر به او عطا کند و به آرزویش برساند و یار بر حوایجش باشد.(کلینی، بی تا: ج۶، ۵۳۵، ح۱)انتظار مورد نظر به صورت رسمی خاص در شیعه درآمده و بسیاری برای آن که آمادگی خود را نشان دهند می کوشیده اند به نوعی عمل کنند که این آمادگی به اثبات برسد. بنابراین می توان گفت اعتقاد به ظهور منجی بر زندگی شیعیان و نوع رفتار وکنش آنان اثرات بارزی داشته و آنان پیرو همین باور، برخی مراسمات را برپا می داشتند. در ادامه به بررسی تأثیرات انتظار فرج در جامعه آذربایجان در دوران قبل از صفویه در دو مقطع کلی قبل و بعد از حکومت ایلخانان خواهیم پرداخت.

فرهنگ انتظار در دوران قبل از حکومت ایلخانان

۱- مراسم انتظار فرج در بذ

در زمینه برپایی مراسمات مربوط به انتظار فرج در آذربایجان قبل از حکومت ایلخانی، مدرکی بسیار مهم از آذربایجان وجود دارد که شماری از جغرافی دانان و جهانگردان مسلمان از آن خبر داده اند. اهمیت این گزارش ها از آن روست که گویا کهن ترین یادداشت _ به طور کلی _ در این زمینه (یعنی انتظار فرج) مربوط به منطقه بذ در آذربایجان است (جعفریان، ۱۳۸۵: ۸۲۷). بذ، نام تاریخی منطقه ای در آذربایجان است. امروزه ویرانه های قلعه بذ در شرق شهرستان کنونی کَلِیبَر دیده می شود. ابن خرداذبه بذ را از رُستاق های کوره آذربایجان و از سوی دیگر آن را مدینه بابک خوانده است (ابن خرداذبه، ۱۸۸۹م: ۱۲۱). مینورسکی (۱۳۷۵: ۳۰۳) هم بذ را ناحیه ای در آذربایجان نامیده اند که در جنوب رود ارس واقع شده است. در هر حال ابودلف (۳۴۱ق) می نویسد: در بذین مکانی به مساحت سه جریب دیدم، می گویند این محل اقامتگاه (موقف) مردی است و هرکس در آن جا بایستد و از خدا چیزی بخواهد دعایش مستجاب می شود. . . در این مکان انتظار ظهور مهدی را دارند. در پایین شهر رودخانه بزرگی جاری است و چنان چه بیمار مبتلا به تب های کهنه در آن شست وشو نماید شفا می یابد.(خزرجی، ۱۳۵۴: ۴۷)یاقوت حموی نیز در ذیل مدخل بذ همین مطالب را _ البته نه به نقل از ابودلف _ آورده و می نویسد: و فیه یتوقعون المهدی. (حموی، ۱۹۹۰: ج۱، ۳۶۱)قزوینی نیز نوشته است: بذ ولایتی است میانه اران و آذربایجان…و در آن جا جای پایی است که مردم به زیارت آن جا روند و گویند دعا در آن جا مستجاب است و انتظار خروج مهدی رحمه الله را از آن جا کشند و نهری است در آن جا که اگر صاحب تبی به آن غسل کند تبش رفع شود.(قزوینی، ۱۳۷۳: ۵۸۹)نکته قابل توجه در این گزارش ها این است که نشان می دهند این رسم از قرن چهار تا اواخر قرن هفت هجری در این منطقه استمرار داشته است. این امر نشان دهنده چند نکته است: اول این که در طی این مدت طولانی مردمی با گرایش ها و تمایلات شیعی در این منطقه حضور داشته اند، دوم این که این مردمان در طی این مدت در برپایی آداب و رسوم خاص خود اصرار داشته و اهتمامی جدی در اجرای آن نموده اند، به گونه ای که اجرای آن در طول این مدت ادامه یافته است. نکته سوم مربوط به میزان اعتقاد این مردم به امام زمان رحمه الله است. این گزارش ها نشان می دهند که این مردم اعتقادی جدی و راسخ به امام عصر داشته و معتقد بوده اند در مکان ظهور او دعاها مستجاب و بیماری ها درمان می گردند.

۲- نهضت های مبتنی بر فرهنگ انتظار

در دوران قبل از ایلخانان، مردم ایران و از جمله آذربایجان، آرزوهای سیاسی خود در رهایی از ظلم حکام را در قیام هایی جست وجو کرده اند که نشانی از فرهنگ انتظار را همراه خود داشت. این نهضت ها که واکنش مردم ایران و از جمله آذربایجان در برابر ظلم و ستم حکام وقت بود، در سه دسته قابل بررسی است(برای آگاهی بیشتر درباره این قیام ها در ایران، نک: ترکمنی آذر، ۱۳۹۰: ۷-۴۰) که در هر سه نوع می توان به گزارش هایی درباره آذربایجان نیز اشاره کرد:

الف) دسته اول این نوع قیا م ها با توسل به اندیشه موعودگرایی شیعه به نام فردی از خاندان پیامبر که مهدی مورد نظر معرفی می گشت، آغاز می شد. نطفه این دسته از قیام ها در عربستان و عراق به خصوص کوفه مرکز شیعیان شکل گرفته و دامنه اش به ایران کشیده می شد. اولین قیام از این نوع که ایرانیان در آن حضور فعالی داشتند قیام مختار است. در این قیام می توان از نقش مردم آذربایجان نیز سخن راند. مؤلف اخبارالطوال درباره حضور و یاری مردم نقاط گوناگون ایران و از جمله آذربایجان در قیام مختار می نویسد: مختار از طرف مردم نقاط گوناگون ایران از جمله «آذربایجان» تقویت مالی می شد و در سپاه او تعداد زیادی از موالی ایرانی حضور داشتند. (دینوری، ۱۳۸۳: ۳۴۳)مختار مناطقی چند از جمله آذربایجان را تحت فرمان خود درآورده و «محمد بن عثمان تمیمی» را بر آذربایجان گماشته بود (همو: ۳۳۷). گفتنی است مختار برای جلب گروه مخالف بنی امیه، به خصوص شیعیان، به خون خواهی امام حسین علیه السلام قیام کرد و سعی کرد ابتدا امام سجاد علیه السلام را به عنوان رهبر معنوی قیامش معرفی نماید و چون پاسخ مثبتی دریافت نکرد، به «محمد بن حنفیه» _ پسر علی علیه السلام از مادری حنفی (از قبیله حنفی) _ متوسل شد؛ او را امام معرفی کرد و مدعی شد محمد بن حنفیه، «مهدی» و شخص مورد رضایت است. مختار خود را وزیر و امین محمد بن حنفیه می دانست(نک: طبری، ۱۳۵۸: ج۴، ۴۹۳، ۵۴۴). سپاهیان مختار که عموماً رهبری محمد بن حنفیه را پذیرفته بودند، بعد از شکست مختار، همچنان به محمد بن حنفیه وفادار ماندند و پس از مرگش بر غیبت او پای فشردند. ابن قتیبه خبر می دهد: ایشان (رافضیان) می گویند که وی (محمد بن حنفیه) در یمن با چهل تن از اصحابش داخل شکاف کوهی گشته و دیگر اثری از وی دیده نشده است. (ابن قتیبه، ۱۳۸۰: ج۲، ۱۴۴- ۱۴۵)

ب) قیام هایی که در دسته دوم جای می گیرند قیام هایی هستند که با تکیه بر گفتار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که در آن ویژگی آخرین شخص صالح را معرفی کرده اند، صورت گرفته است. در حدیثی از پیامبر که اهل تشیع و تسنن آن را روایت می کنند آمده است: اگر فقط یک روز از عمر دنیا باقی مانده باشد خدا آن روز را طولانی می کند تا مردی صالح از اهل بیت من را مبعوث گرداند و زمین را چنان که از ظلم و جور پر شده است پر از عدل و داد کند. (طبرسی، ۱۳۵۴: ج۱۶، ۱۷۲؛ الطبرانی، ۱۴۱۵: ج۲، ۵۵) این دسته از قیام ها با نام فردی مشخص یا به نام مهدی موعود رحمه الله نبود، بلکه با شعار «الرضا من آل محمد» به نام فردی نامشخص که بعد از پیروزی هدایت مردم را بر دست خواهد گرفت، برپا می شد. این قیام ها با هدف رسیدن به وضع مطلوب اجتماعی و اقتصادی به نام «الرضا من آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم » و با تکیه بر فرهنگ انتظار شکل می گرفت. در زمره این گونه از قیام ها نیز می توان نشانی از آذربایجان در دوران حکمرانی آل مسافر، در قرن چهارم هجری، یافت. بعد از مرزبان بن محمد مسافری فرزندش جستان اول ابن مرزبان در ۳۴۶ق به حکومت آذربایجان رسید. از نکات جالب توجه درباره تحرکات مبتنی بر فرهنگ انتظار در آذربایجان این دوره، قیامی علوی است که در «موقان» با نام «الرضا من آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم » صورت گرفت. بنا به گزارش ابن اثیر، مردی در آذربایجان ظهور کرد که از اولاد عیسی بن مکتفی بالله بود و به خود لقب «المستجیر بالله» داده و برای رضا از آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم بیعت گرفت. او دراعه پشمین پوشیده امر به معروف و نهی از منکر می نمود و عده پیروان او فزون گردید. سبب ظهور و قیام او این بود که جستان بن مرزبان امیر آذربایجان سیره و رفتار پدر خود را ترک کرده و به عیش نوش و مشورت زنان پرداخت. بنا به نقل ابن اثیر در این قیام وزیر جستان بن مرزبان با نام «نعیمی» که در این زمان با جستان دچار اختلاف شده بود نیز مشارکت داشت. او که ابتدا توسط جستان بن مرزبان دستگیر شده بود، از محبس او گریخت و قصد موقان کرد و از آن جا با فرزند عیسی بن مکتفی که قیام کرده بود مکاتبه کرد و او را به احراز مقام خلافت تشویق و تشجیع نموده و تعهد هم کرد که رجال و سالاران را به او ملحق کند و آذربایجان را به وی بسپارد و چون نیرومند شود عراق را قصد کند. نعیمی با سیصد مرد به او پیوست و المستجیر قوی گردید و مردم هم با او بیعت کردند و کارش بالا گرفت. اما جستان و ابراهیم دو فرزند مرزبان به قصد او حرکت کردند و چون جنگ واقع شد، اتباع مستجیر گریختند و خود او بنا به گفته ابن اثیر اسیر شد اما معلوم نگردید که او را کشتند یا به مرگ طبیعی مرد (ابن اثیر، ۱۳۷۱: ج۲۰، ۲۴۴-۲۴۵).

ج) نوع سوم این گونه از این قیام ها همزمان با قیام عباسیان یا بلافاصله بعد از خلافت آنان آغاز شد و عموماً از جانب ایرانیان با تفکرات وابسته به ایران پیش از اسلام و در بیشتر موارد با عنایت به اندیشه موعودگرایی اسلام به مهدی موعود رحمه الله معطوف بود و عموماً در ایران دیده می شود. البته با توجه به آموزه های اسلامی و نهادینه شدن برخی از آنها، رهبران این نوع از قیام ها و آیین ها در نظریات خود تطوراتی مطابق با مقتضیات زمان و مکان لحاظ کرده اند. قیام های دسته سوم خود به دو دسته تقسیم می شوند: قیام هایی که در مخالفت با عباسیان شکل گرفت و قیام هایی که به بهانه خون خواهی ابومسلم خراسانی آغاز شد. البته وجه مشترک هر دو گروه هدف آنان در تغییر اوضاع با توسل به آیین های التقاطی (آیین های پیش از اسلام و اسلام) بود که با نشانه هایی از فرهنگ انتظار همراه بود. قیام هایی که به خون خواهی ابومسلم شکل گرفت عموماً با تکیه بر باورهای التقاطی از آیین زرتشتی و دین اسلام بود. در این گونه از قیام ها نیز می توان به گزارش هایی درباره آذربایجان اشاره کرد. آذربایجان در قرن دوم هجری به منطقه نفوذ عقاید آیین خرمدینی تبدیل شده بود. خُرَّمدینان (خُرَّمدینیّه)، عنوان گروهی از مخالفان عباسیان، به ویژه پس از کشته شدن ابومسلم خراسانی در سده دوم، در سرزمین های غربی و شمال غربی ایران و مخصوصاً آذربایجان است. خرّمیان در واقع، فرقه ای با نام های مُحَمِّره، جاودانیه، بابکیه و مازیاریه بودند(عاطف سلّام، ۱۹۶۸: ۵۰ – ۵۱). در بیشتر منابع، کلیه فرقه های مزدکی _ خرّمی با نام مشترک، گاه مزدکی(نک: همدانی، ۱۳۸۷: ۱۴۷) و گاه خرّمی(نک: اسفراینی، ۱۴۰۸: ۱۲۱) نامیده شده اند. برخی اصل خرّمدینان را به روشنی به مزدک رسانده اند(نک: ابن حزم، ۱۹۷۷: ج۱، ۸۷؛ ابن اسفندیار، ۱۳۲۰: ج۱، ۲۱۲). گروه های خرم دینی درمورد ظهور منجی دو گونه اعتقاد داشتند: به نوشته مسعودی، با کشته شدن ابومسلم خراسانی گروهی بر آن بودند که ابومسلم نمرده و نمی میرد، بلکه دوباره ظاهر می شود و جهان را پر از عدل و داد می کند و فرقه ای دیگر مرگ او را حق شمرده و به امامت دخترش فاطمه قائل شدند(مسعودی، ۱۳۸۷: ج۲، ۲۹۷). فاطمیه بر این عقیده بودند که از نسل او مردی بیرون می آید که شاهی را از آل عباس می ستاند (صدیقی، ۱۳۷۲: ۲۵۵ – ۲۵۶). این عقیده بیان گر اعتقاد آنان به ظهور منجی از خاندان ابومسلم است(نک: شهرستانی، ۱۳۸۷: ج۱، ۲۳۶؛ همدانی، ۱۳۸۷: ۱۴۹ – ۱۵۰) به نظر می رسد خرم دینان عقیده مهدویت را از گروه های غالی شیعه اخذ کرده باشند(نک: صدیقی، ۱۳۷۲: ۲۵۶ و ۳۱۴).

فرهنگ انتظار در دوران بعد از حکومت ایلخانان

در دوره بعد از ایلخانان که با عدم ثبات سیاسی و جنگ های بی وقفه بین حکمرانان رقیب همراه بود و در ادامه آن بخش بزرگی از شهر های ایران هم در اثر فتوحات تیمور ویران شده و سبب هرج و مرج و آشفتگی عامه مردم گردید، اعتقاد به این اندیشه که در هزاره، مصلح کامل ظهور خواهد کرد و نظم و آرامش را به قلمرو تجزیه شده اسلامی بازخواهد گرداند افزایش یافت (هالم، ۱۳۸۵: ۱۴۵). طولی نکشید که مدعیانی به صحنه آمدند و ادعا کردند امام دوازدهم یا تجسم دوباره او هستند. برای آنها ادعای سهیم بودن در الوهیت خود امامان امری عادی بود و این کار آنها را در نظر امامیه اشخاص افراطی(غالی) جلوه گر می کرد. در گزارش های تاریخی نمونه هایی از این امر در جامعه آذربایجان دوران بعد از ایلخانی مشاهده می شود.

۱- فضل الله استرآبادی و جریان حروفیه

از نخستین متمهدیان این دوره، فضل الله استرآبادی بود که در سال ۷۷۸ق در تبریز ادعا کرد که رسالت یافته مردم را هدایت کند و بدین ترتیب آذربایجان به مرکزیت تبریز، کانون و محل آشکار شدن آیین فضل الله استرآبادی و برای پیروان فضل الله نیز سرزمین مقدس و رستاخیز آیین جدید شد، سرزمینی که مقتل فضل الله شد و بعدها نیز قیام هایی از سوی پیروانش در آن جا انجام گرفت. در واقع شیخ فضل الله در مسافرت های خود در پی محل مناسبی برای نشر و توسعه آیین خود بود و آذربایجان را برای این امر مناسب تشخیص داد. در آثار حروفیه نیز مصرّح است که فضل الله استرآبادی نخستین بار دین خود را در ۷۷۵ یا ۷۷۸قمری در تبریز در کوی ولیّ دوله آشکار کرده است. او سرانجام به وسیله میرانشاه تیموری دستگیر و در قلعه النجق نخجوان زندانی شد تا این که در ۵۶ سالگی و در سال ۷۹۶ق به قتل رسید (گلپینارلی، ۱۳۷۴: ۷، ۱۱؛ آژند، ۱۳۶۹: ۵). فضل الله با شناخت امامت به خصوص از حضرت علی علیه السلام تا امام یازدهم و اعتقاد به غیبت مهدی و ظهور او به گونه ای شدید تحت تأثیر تشیع امامی بود. با وجود این نباید فراموش نمود که چون ممکن نبود شیعه امامیه _ که معتقد بودند امام دوازدهم تولد یافته و پس از غیبت صغرا، غیبت کبرا کرده و اگر زمانش رسد به اذن الهی ظهور خواهد کرد _ فضل الله را به عنوان مهدی بپذیرند، حروفیه با شیعه به مخالفت برخاستند(نک: گلپینارلی، ۱۳۷۴: ۲۳). گفته شده حروفیه فضل اللّه حروفی را «مهدی» می دانستن (نک: کیا، ۱۳۳۰: ۳۱۲؛ گولپینارلی، ۱۳۷۴: ۲۲ – ۲۳). به اعتقاد حروفیان، گردش کائنات بر اساس سه مرحله بنیان گذاشته شده است: نبوت، امامت و الوهیت. نبوت با حضرت آدم شروع و به حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم خاتمه می یابد و به اوج خود می رسد. دوران امامت با حضرت علی علیه السلام آغاز و به امام حسن عسکری علیه السلام خاتمه می یابد. دوران الوهیت با ظهور فضل الله که بنا به اعتقاد خودش «مهدی» است شروع می شود.(آژند، ۱۳۶۹: ۵۷) حروفیان معتقدند مسیحی که یهودیان انتظار ظهورش را دارند، عیسایی که مسیحیان انتظار نزولش از آسمان ها را می کشند و مهدی ای که حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم مژده آمدنش را داده، همان فضل الله حروفی است. بنابراین دوران مژده های پیامبران به سر آمده و دنیا به آخر رسیده است(همو: ۵۸).

فضل الله در آموزه های خود ویژگی های عربی _ علوی اسلامی را با روح تأویل گر ایرانی درآمیخت و در کسوت «مهدی علوی» ظاهر شد تا در درجه اول قوم خود را از زیر یوغ استیلای مغول و تاتار برهاند. ادعای مهدویت او این تصور را پشت سر خود گذاشت که وی برای برکندن بنیاد ستم و گستراندن بساط عدالت به پا خاسته تا انسان ها را (در درجه اول ایرانیان) از قید بیداد اشغال گران بیگانه آزاد سازد. یکی از موارد تضاد بین حروفیان و حکومتیان زمانه یعنی تیموریان، همین بود (همو: ۶۱- ۶۲).

۲- رواج فرهنگ انتظار در دوران ترکمانان

منابع تاریخی از دوران ترکمانان نیز گزارشی داده اند که حاکی از بروز و ظهور عقاید مبتنی بر انتظار فرج در بین عامه مردم است. در سال ۸۹۱قمری شخصی از سپاهیان آق قویونلو خود را مهدی پنداشت و در همه جا حرکت می کرد و همه را با عبارت ترکی «محمده صلوات، محمده صلوات» امر به صلوات می داد. او به دستور سلطان آق قویونلو کشته شد. در این هنگام درویش شخصی به نام سراج الدین قاسم با جمعی از اکابر و اشراف به خانه مهدی رفت و او را تجهیز و کفن کردند و تابوت او را به انواع لباس ها آراستند و با حافظان و مقربان، صلوات گویان از میان بازار و کوچه گذراندند. در این حال از درویش قاسم نقل شده است که گفت: «کو از برای من این طور مرگی؟»در هر حال مهدی را دفن کردند و چون از حوالی خانه پادشاه گذشتند، او فریاد و غوغا را شنید و علت را پرسید. بدخواهان می گویند علت این فتنه و آشوب درویش قاسم است که از کسی که پادشاه بر او غضب کرده احترام می کند. شاه به طلب درویش قاسم می فرستد و او را گرفته و نزد سلطان می آورند. سلطان در حالت مستی به او زخم می زند و ملازمان نیز شمشیر کشیده و او را می کشند (ابن کربلایی، ۱۳۴۴: ج۱، ۹۲-۹۵). احترام درویش قاسم و عامه مردم به مهدی، ادعایی که در دفن پر غوغای او آشکار است و در نهایت سبب قتل درویش قاسم نیز می شود خود از نشانه های رواج گسترده عقاید مهدویت در بین عامه مردم آذربایجان در دوره ترکمانان است. سال وقوع رویداد ذکر شده(۸۹۱ ق) همزمان با حکومت یعقوب بن اوزون حسن آق قویونلو(۸۸۳- ۸۹۶ ق) است(نک: باسورث، ۱۳۸۱: ۵۲۵).

۳- فرهنگ انتظار و جنبش صفویان

نکته دیگر که نشان دهنده رواج عقاید مربوط به ظهور مهدی رحمه الله در آذربایجان دوران بعد از ایلخانان است، گزارش های مربوط به بهره برداری از این مفهوم در حرکات صفویان، برای دستیابی به قدرت سیاسی، در اواخر قرن نهم قمری است. جنبش صفوی از دوران جنید شروع به همانند سازی شیخ خود با امام مهدی یا به عبارتی طلایه دار امام دوازدهم کردند. مطابق برخی گزارش ها در آن موقع شایعاتی انتشار داشت که دولت موعود علویان در آخرالزمان به رهبری جنید صفوی برپا خواهد شد و جنید در رکاب مهدی رحمه الله خواهد جنگید (تاریخ شاه اسماعیل، ورقه ۱۱ب و ۱۲ب، به نقل از شیبی، ۱۳۷۴: ۳۸۰). در تحلیل علت خروج و قیام اسماعیل میرزا از گیلان نیز تاریخ نگاری عصر صفوی تحت تأثیر اندیشه های موعودگرایی است (آرام، ۱۳۸۶: ۲۴۵-۲۶۰). در راستای همین اندیشه، اکثر تواریخ رسمی عصر صفوی آورده اند که او در سال ۹۰۵قمری از طرف امام زمان رحمه الله به عنوان نایب بر حق او انتخاب شد تا کاخ کفر و ریشه ظلم و ستم ظالمان این مرز و بوم را از بیخ و بن برکند. برخی حتی ریشه این مهدویت گرایی را به پیش گویی شیخ زاهد گیلانی نسبت می دهند که از ترقی اولاد شیخ صفی تا زمان مهدی موعود رحمه الله خبر داده بود (بیجن، ۱۹۸۶: ۲۰). بدین گونه است که اسماعیل صفوی موفق ترین مهدی (یا نماینده مهدی)معرفی شده که در شمال غرب ایران خود را معرفی کرد. تبلیغات او نشان دهنده تمام ویژگی های شیعه آن دوران است که عبارت اند از وابستگی نزدیک به تصوف، گرایش به حکومت نظامی از نوع درویشی و انتظار ظهور و حکومت مهدی (هالم، ۱۳۸۵: ۱۵۰؛ همچنین نک: شیبی، ۱۳۷۴: ۳۸۸).

نتیجه گیری

۱- فرهنگ «انتظار فرج» از معدود مؤلفه های آداب و رسوم شیعیان است که دارای مصادیق به نسبت زیادی هم در دوران قبل از ایلخانان و هم در دوران بعد از آن، در آذربایجان است. مظاهر فرهنگ انتظار از قرن سوم تا اوایل قرن دهم قمری به اشکال و صورت های گوناگون آن، در آذربایجان دیده می شود.

۲- گزارش های مربوط به رواج فرهنگ انتظار در آذربایجان قبل از صفویه همگی حکایت از این امر دارند که به سبب راه یافتن اعتقادات مبتنی بر ظهور مهدی در اذهان عامه مردم آذربایجان از قرون اولیه اسلامی تا تأسیس دولت صفوی، حرکت های مبتنی بر این اعتقاد در آذربایجان همواره از سوی عامه مردم با استقبال مواجه می شده اند.

۳- رواج و گسترش فرهنگ انتظار در قالب های گوناگون آن در آذربایجان پیش از صفویان افزون بر این که بیان گر وجود رسمی خاص از آداب و رسوم شیعیان در آذربایجان است، همچنین نشان گر اوضاع و احوال سخت و طاقت فرسای موجود در آذربایجان برای شیعیان و گروه های وابسته به ایشان نیز هست؛ زیرا این امر علاوه بر جنبه اعتقادی نشان گر وجود زمینه مناسب برای بهره برداری از این مفهوم برای رهایی از ظلم و ستم حکام جور زمانه نیز بوده است.

۴- به سبب این که تمامی مردم آذربایجان اعم از شیعه و سنی در دوران های گوناگون در معرض این گونه ستم های حکام بوده اند، می توان احتمال داد این جنبه خاص از آداب و رسوم شیعیان در بین اهل سنت هم مجالی برای بروز و ظهور یافته و از مجاری نفوذ عقاید شیعی در بین آنها و در پی آن ایجاد دگرگونی های فرهنگی مد نظر شیعیان در جامعه سنی مسلک آذربایجان نیز گشته و در نهایت به یکی از عوامل رسمیت تشیع در آذربایجان در اوایل قرن دهم هجری مبدل شده است.

[divide icon=”square” width=”medium” color=”#”]

منابع

آرام، محمدباقر (۱۳۸۶ش)، اندیشه تاریخ نگاری عصر صفوی، تهران، امیرکبیر.

آژند، یعقوب (۱۳۶۹ش) حروفیه در تاریخ، تهران، نشر نی.

ابن اثیر، عزالدین علی (۱۳۷۱ش)، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ترجمه: عباس خلیلی و ابوالقاسم حالت، تهران، مؤسسه مطبوعات علمی.

ابن اسفندیار، محمد بن حسن (۱۳۲۰ش)، تاریخ طبرستان، تصحیح: عباس اقبال، تهران، کتابخانه خاور.

ابن حزم، علی بن احمد (۱۹۷۷م)، الفصل فی الملل والاهواء و النحل، بیروت، چاپ محمد ابراهیم نصر و عبدالرحمن عمیره.

ابن خرداذبه، ابو القاسم عبیدالله بن عبدالله (۱۸۸۹م )، المسالک و الممالک، بیروت، دارصادر، افست لیدن.

ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم (۱۳۸۰ش)، امامت و سیاست (تاریخ الخلفاء)، ترجمه: ناصر طباطبایی، تهران، ققنوس.

ابن کربلایی، حسین (۱۳۴۴ش)، روضات الجنان و جنات الجنان، مقدّمه و تکمله و تصحیح و تعلیق: جعفر سلطان القرایی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

اسفراینی، شهفور بن طاهر (۱۴۰۸ق)، التبصیر فی الدین و تمییزالفرقه الناجیه عن الفرق الهالکین، بیروت، چاپ محمدزاهد کوثری.

انوری، حسن (۱۳۸۱ش)، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، نشرسخن.

باسورث، ادموند کلیفورد (۱۳۸۱ش)، سلسله های اسلامی جدید: راهنمای گاه شماری و تبارشناسی، ترجمه: فریدون بدره ای، تهران، مرکز بازشناسی اسلام و ایران.

بهرامی، روح الله (۱۳۸۶ش)، مکتب آنال؛ جامعیت فکر تاریخ نگاری، شیراز، انتشارات نوید.

بیجن (۱۹۸۶م)، جهان گشای خاقان (تاریخ شاه اسماعیل)، مقدمه و پیوست ها: الله دتا مضطر، اسلام آباد، مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان.

ترکمنی آذر، پروین (۱۳۹۰ش)، «تجلی فرهنگ انتظار در قیام های دو قرن اول هجری در ایران»، فصل نامه شیعه شناسی، ش۳۳، قم، بنیاد فرهنگی اهل بیت: .

جعفریان، رسول (۱۳۸۵ش)، تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا طلوع دولت صفوی، قم، انصاریان.

خزرجی، ابودلف مسعر بن مهلهل (۱۳۵۴ش)، سفرنامه ابودلف در ایران، تعلیق و تحقیق: ولادیمیر مینورسکی، ترجمه: ابوالفضل طباطبایی، تهران، بی نا.

دینوری، ابوحنیفه احمد بن داود (۱۳۸۳ش)، اخبار الطوال، ترجمه: محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر نی.

رحمانیان، داریوش (۱۳۸۶ش)، «پیدایش تاریخ اجتماعی»، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، ش۱۱۲، تهران، خانۀ کتاب.

شهرستانی، محمد بن عبدالکریم (۱۳۸۷ق)، الملل و النحل، قاهره، چاپ محمد سیدکیلانی.

شیبی، کامل مصطفی (۱۳۷۴ش) تشیع و تصوف تا آغاز سده دوازدهم هجری، ترجمه: علی رضا ذکاوتی قراگوزلو، تهران، امیرکبیر.

صدیقی، غلامحسین (۱۳۷۲ش)، جنبش های دینی ایرانی در قرن های دوم و سوم هجری، تهران، پاژنگ.

الطبرانی (۱۴۱۵ق)، المعجم الاوسط، بی جا، دارالحرمین.

طبرسی، ابوعلی بن الحسن (۱۳۵۴ش)، تفسیر مجمع البیان، ترجمه: احمد بهشتی، تهران، مؤسسه فراهانی.

طبری، محمد بن جریر (۱۳۵۸ق)، تاریخ الامم و الملوک، قاهره، بی نا.

عاطف سلّام، عبدالمحسن (۱۹۶۸م)، ابحاث فی الادب العربی: الثوره البابکیه و اثرها فی الادب العربی، قاهره، بی نا.

قزوینی، زکریا بن محمد بن محمود (۱۳۷۳ش)، آثار البلاد و اخبار العباد، ترجمه و اضافات: جهانگیر میرزا قاجار، تصحیح و تکمیل: میرهاشم محدث، تهران، امیر کبیر.

کلینی، محمد بن یعقوب (بی تا)، الکافی، بی جا، بی نا.کیا، محمدصادق (۱۳۳۰ش)، واژه نامه گرگانی، تهران، بی نا.

گولپینارلی، عبدالباقی (۱۳۷۴ش)، فهرست متون حروفیه، ترجمه: توفیق ه. سبحانی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

گولد، جولیوس و ویلیام کولب (۱۳۷۶ش)، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه: گروهی از مترجمان، تهران، انتشارات مازیار، چاپ اول.

مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی (بی تا)، بحار الانوار، بی جا، بی نا.

مسعودی، علی بن حسین (۱۳۸۷ش)، مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه: ابوالقاسم پاینده، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.

مینورسکی، ولادیمیر فئودوروویچ (۱۳۷۵ش)، تاریخ شروان و دربند، ترجمه: محسن خادم، تهران، بی نا.

نعمانی، محمد بن ابراهیم (بی تا)، کتاب الغیبه، بی جا، بی نا.

هالم، هاینس (۱۳۸۵ش)، تشیع، قم، نشر ادیان.

همدانی، رشیدالدین فضل اللّه (۱۳۸۷ش)، جامع التواریخ: تاریخ اسماعیلیان، تصحیح: محمد روشن، تهران، میراث مکتوب، مؤسسه مطالعات اسماعیلیه.

حموی، یاقوت بن عبدالله (۱۹۹۰م)، معجم البلدان، تصحیح: فرید عبدالعزیز الجندی، بیروت، دارالکتب العلمیه.

منبع: مشرق موعود؛ سید مسعود شاهمرادی

لطفاً نظر خود را بنویسید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *