حقوق بدهکار بر طلبکار

مردی خدمت امام صادق علیه‌السلام رسید؛ امام علیه‌السلام از او پرسید: چه شده که برادرت از تو شکایت دارد؟!

پاسخ داد: من از او طلب داشتم و از اینکه حقم را طلب کردم شاکی است!

امام فرمود: گویا هنگامی‌که حقت را طلب کردی، مرتکب هیچ خطایی نشده‌ای؟! (هرچند حقت را طلب کرده‌ای ولی تو در نحوه گرفتن حقت خطا کرده‌ای)

آنگاه فرمودند: آیا کلام خداوند را در قرآن ندیده‌ای که می‌فرماید: صاحبان خرد کسانی هستند که از بدىِ حساب می‌ترسند (۱)؟ به نظر تو آیا آنان از ظلم خدا بر خود می‌ترسند؟ نه به خدا قسم! آن‌ها از این نمی‌ترسند؛ بلکه از حسابرسی دقیق خدا می‌ترسند؛ به همین خاطر است که خداوند نام آن را «بدى حساب» گذاشته است.

سپس فرمودند: بلى؛ هر که از برادر دینی‌اش این‌چنین حسابرسى کند، به او بدى نموده است. (۲)

آری هرچند طلبی که انسان بر گردن دیگری دارد، حق انسان است ولی انسان حق ندارد آن را به هر نحوی که دلش خواست از او اخذ کند؛ گرفتن طلب، حق طلبکار است؛ ولی حفظ کرامت بدهکار حق دیگری است که بر گردن طلبکار است؛ یکی از حقوق بدهکاری که توان ادای دینش را ندارد، این است که برای ادای دینش به او مهلت داده شود؛ وظیفه‌ای خداوند در قرآن کریم بر طلبکاران معین کرده است:

إِنْ کانَ ذُو عُسْرَهٍ فَنَظِرَهٌ إِلى‏ مَیْسَرَهٍ وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (۳): اگر (بدهکار) قدرت پرداخت بدهی‌اش را نداشته باشد، او را تا هنگام توانایى، مهلت دهید؛ و اگر آن طلب را به او ببخشید بهتر است اگر (به منافع این کار) آگاه باشد.

 

پی‌نوشت:
۱) رعد، آیه ۲۱.
۲) مشکاه الأنوار فی غررالأخبار، صفحه ۱۸۷.
۳) بقره، آیه ۲۸۰.

لطفاً نظر خود را بنویسید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *