آخرین دیدار با دکتر محمد علی حسین زاده

خاطره ای از آخرین دیدار با دکتر محمد علی حسین زاده در مسجد جامع روستای آهق

۱۱ فروردین ماه سال ۱۳۹۵ ، بود در حالی که از سفر ارومیه به مراغه آمده و به روستای آهق وارد می شدم ، چشمم آگهی ترحیمی به نام شخص دکتر لیلا ساعی ، فرزند دلبند دکتر علی ساعی به خود جلب کرد ، پس از خواندن متوجه شدم که عصر در مسجد جامع مجلس ترحیمی برای آن بانو که در تهران درگذشته بود برگزار خواهد شد.

به هر حال مجلس ترحیم آغاز شد و از ادارات و ارگان های مختلف برای عرض تسلیت به حضور دکتر علی ساعی به علت از دست دادن دختر نازنینشان می آمدند ، کنار مداح نشسته بودم ، ناگهان دکتر حسین زاده به همراه سه نفر وارد مسجد شده و تسلیتی گفتند ، مداح به محض مشاهده ایشان [آقای حسین زاده] را دعوت کرد تا در کنار ما بنشیند ، با آرامش خاطر آمد و در سمت چپ بنده نزدیک منبر نشست ریال همراهشان جوانی بود و بین بنده و مداح نشست ،با ایشون [آقای حسین زاده] پس از سلام و احوال پرسی صحبت کوتاه نیز نمودیم ، به قرائت فاتحه مشغول شد و ایستاد و مجدد عرض تسلیتی کرد.

هنگام نشستن به بنده گفت که می شود قرآن را برای قرائت به بنده بدهید ، جزئی در دست بنده بود به ایشان دادم ، خواندند ، به شخصی که در سمت راست بنده نشسته بود رو کرذند و سوالی نمودند که آیا هنگام خروج نیز تسلیت بگویم ، آقای دکتر [علی ساعی]استاد بنده بودند و به حق بنده حق دارند ، آن فرد که بنده فکر کنم از مشاورینش بودند گفت حتما هنگام خروج از نزدیک تسلیت بگویید.

فردی که در سمت راست بنده ود ، میکروفون را از مداح گرفت و با نوای دلنشینی شعر معروف شهریار را که ” حیدربابا دنیا یالان دنیادی ” را خواند و پساز آن زمان منبر بود ، مداح دعا را خواند ، بنده ایستادم تا به منبر بروم ایشون [آقای حسین زاده] و همراهشون به خاطر رفتن به مجلس دیگر عذر خواهی کردند و رفتند.

لطفاً نظر خود را بنویسید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *