close
دانلود آهنگ جدید
گفتن انشاالله فراموش نشود!
انسان روزمره امور مختلفی را انجام می دهد، مثلاً روزی یک معامله انجام می دهد و یا برای رفتن به مسافرت و دید و بازدیدی برنامه ریزی می کند، در انجام چنین امور نباید خدا را فراموش کند، در شادی و غم، در سختی و آسانی همیشه به یاد خدا باشد، مهمترین نکته در انجام کارها سپردن امور به خداوند تبارک و تعالی هست، هنگامی که قصد انجام کار را کرد با گفتن انشالله آن را بیمه نماید که چنین کاری آسان به انجام خواهد رسید، در روایتی معتبر وارد شده است که روزی امام صادق (علیه السلام) به خدمتکاران دستور داد، برای کاری…
گفتن انشاالله فراموش نشود!

انسان روزمره امور مختلفی را انجام می دهد، مثلاً روزی یک معامله انجام می دهد و یا برای رفتن به مسافرت و دید و بازدیدی برنامه ریزی می کند، در انجام چنین امور نباید خدا را فراموش کند، در شادی و غم، در سختی و آسانی همیشه به یاد خدا باشد، مهمترین نکته در انجام کارها سپردن امور به خداوند تبارک و تعالی هست، هنگامی که قصد انجام کار را کرد با گفتن انشالله آن را بیمه نماید که چنین کاری آسان به انجام خواهد رسید، در روایتی معتبر وارد شده است که روزی امام صادق (علیه السلام) به خدمتکاران دستور داد، برای کاری نامه ای بنویسند.

آن نامه نوشته شد و آن را به نظر آن حضرت رساندند، حضرت آن را نامه خواند، دید در آن، ان شاءالله (بخواست خدا) نوشته نشده است.

به تنظیم کنندگان نامه، فرمود: چگونه امید دارید که مطلب این نامه به پایان برسد و نتیجه بخش باشد،با اینکه در آن “ان شاء الله” ننوشته اید!

نامه را با دقت بنگرید، در هر جای آن که لازم است و”ان شاء الله” نوشته نشده، “ان شاء الله” بنویسید…(۱).

ما نیز در زندگی برای به ثمر رسیدن کارها و امورمان، خواست خدا را مدنظر قرار دهیم و انشالله بگوییم، چند وقت پیش داستانی از عبیدزاکانی خواندم که مذمون آن داستان زیبا را از منظرتان می گذرانم: یک روز دو دوست یکدیگر را در مدخل ورودی بازار شهر می بینند. یکی از دو دوست سوال می کند که دوستش برای چه به بازار آمده است. او می گوید آمده ام پیراهن بخرم. دوستش می گوید: ” بگو انشاالله” دوستش می گوید:”انشاالله ندارد. پول در جیبم است و پیراهن در مغازه!”

آنها از یکدیگر جدا می شوند. دوستی که داشت می رفت پیراهن بخرد، از بخت بد، جیب بری به تورش می خورد و از خجالت پول پیراهن در می آید. آن بخت برگشته هم راهی خانه می شود که تصادفاً دوباره دوستش را می بیند. دوست او از عدم خرید پیراهن جویا می شود و او در جواب می گوید:” انشاالله پول در جیبم بود، انشاالله دزد جیبم را زد، انشاالله دارم بر می گردم خانه …”

هیچ وقت گفتن انشاالله از یادتان نرود.

پی نوشت:

۱. اصول کافی: جلد ۲، صفحه ۶۷۱.

کلیدواژه ها: , ,