عید از ماده و ریشه عود به معناى بازگشت و رجوع است یعنى رجوع به اصل و حقیقت و فطرت پاک خدایى خود. عید روز توجه به خویشتن خویش و خود اصیل انسانى و دل کندن و گسستن از خود دروغین و غیر اصیل است که با مکر و فریب خود را اصیل و حقیقى جلوه داده و لباس صاحبخانه را به دروغ بر تن کرده است.عید نوروز,
عید و آشتی انسان با حقیقت خویش

عید از ماده و ریشه عود به معناى بازگشت و رجوع است یعنى رجوع به اصل و حقیقت و فطرت پاک خدایى خود. عید روز توجه به خویشتن خویش و خود اصیل انسانى و دل کندن و گسستن از خود دروغین و غیر اصیل است که با مکر و فریب خود را اصیل و حقیقى جلوه داده و لباس صاحبخانه را به دروغ بر تن کرده است.

در روز عید انسان با حقیقت خود آشتى مى کند و پس از مدت ها فاصله و دورى و جدایى از حقیقت خود آن را دوباره مى یابد موانع توجه به فطرت و حقیقتش را کنار مى زند و به گوهر درخشان و ارزنده درونش متوجه مى گردد. بنابراین هر روز و زمان و ساعتى که انسان بر امیال و خواهش هاى نارواى نفس چیره گردد و دامنش به گناه آلوده نگردد و مطیع خواست خداوند و بنده راستین او گردد، عید است گرچه عید معروف و رسمى نباشد.

امیر مؤمنان علی (علیه السلام) مى فرماید: کل یوم لا یعصى الله فیه فهو(۱)؛عید هر روزى که بدون گناه سپرى گردد روز عید است.

در روایتی (۲) بیان شده که امام کاظم (علیه السلام) در برخورد با منصور که از او خواسته بود تا در عید نوروز به جای او در مجلسی نشسته و هدایا را تحویل بگیرند فرموده اند:انی قد فتشت الاخبار عن جدی رسول الله (صلی الله علیه و آله) فلم اجد لهذا العید خبرا-انه سنه للفرس محاها الاسلام و معاذا الله ان نحییی ما محاه الاسلام؛ من اخباری را که از جدم رسول خدا(صلی الله علیه و آله) وارد شده بررسی کردم و خبری درباره این عید پیدا نکردم این عید از سنن ایرانیان است که اسلام آن را از میان برده دوباره زنده کنم.

روایت معلى بن خنیس از امام صادق (علیه السلام) دلالت بر عظمت و شرافت این روز و انجام برخى اعمال مانند غسل، روزه و پوشیدن لباس نو دارد، از سوى دیگر، روایت امام کاظم (علیه السلام) دلالت بر عید نبودن آن دارد و این که نوروز از سنت هاى فارس بوده که مورد قبول اسلام نمى باشد. جمع بین این دو روایت مشکل است به همین جهت آراء فقها و صاحب نظران در این زمینه متفاوت است. برخى روایت امام کاظم (علیه السلام) را تقیه دانسته اند و روایت معلى که دلالت بر شرافت نوروز دارد را پذیرفته اند.

از سوى دیگر برخى روایت معلى را ضعیف دانسته اند و براساس روایت امام کاظم (علیه السلام) هیچگونه جایگاهى براى نوروز قائل نیستند گرچه انجام غسل و روزه را در این روز براساس روایت معلى و به امید به دست آوردن ثوابت این اعمال براساس قاعده تسامح در روایات مربوط به آداب و سنن مستحب دانسته اند.

در مجموع آنچه از روایات و مجموع کلمات صاحب نظران استفاده مى شود چند چیز تقریبا محل اتفاق است.

الف) عید نبودن این روز که در هیچ کدام از روایات نیز به عنوان عید نیامده است.

ب) بسیارى از آداب و رسومى که در نوروز نزد ما ایرانیان متداول است ریشه در روایات ندارد.

در هر صورت که عید نوروز ریشه عمیق در فرهنگ اسلامى ندارد اما اگر نوروز به عنوان روزى با عظمت و آداب فراوان در فرهنگ اسلامى مطرح بود باید روایات بیشترى در مورد آن از پیامبر (ص) و ائمه (علیه السلام) وارد مى شود و بیشتر از حد یک روایت که سند قوى هم ندارد مورد عنایت قرار مى گرفت.

در هر حال عید نوروز از اعیاد ایرانیان است و باید آن را پاس داشت و مواردی را در رابطه با عید باستانی که از هر لحاظ حائز اهمیت است متذکر شد.

یکی از حسن های عید نوروز دید و بازدید است و این دید و بازدید چه خوب است که همراه با شادی و نشاط و تحرک باشد کوچکتر ها برای دیدار بزرگ ترها بشتابند و با عشق و احترام به توصیه اسلام عمل نمایند که اسلام بسیار به صله رحم سفارش کرده است چه خوب است که اگر کینه و کدورتی در میان فامیل به وجود آمده به احترام همین سفارش اسلام کنار بگذاریم.

از مضرات این عید باستانی نیز می توان به ریخت و پاش های غیر ضروری اشاره کرد که اسلام بسیار از این کار نهی کرده و آن را اصراف فرض دانسته است به طور مثال در عید ضرورتی نیست که بسیاری از اسباب خانه را تعویض کنیم و یا کارهای غیر ضروری پرهیز کنیم و عید را فقط برای شادی هایش بدانیم نه اینکه عید را زمان بدهی گرفتن دانست.

 

پی نوشت ها:
۱) نهج البلاغه، حکمت ۴۲۸.
۲) حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام تالیف آقای رسول جعفریان صفحه ۳۸۶ به نقل از المناقب، ابن شهر آشوب ج ۲ صفحه ۳۷۹ ،مسند الامام الکاظم(علیه السلام) ج ۱، ص ۵۱-۵۲.

کلیدواژه ها: ,