این سخنرانی در مسجد جامع روستای آهق و در جلسه شرح خطبع فدکیه حضرت زهرا (س) ایراد شده است. خطبه فدکیه,شرح خطبه فدکیه,فاطمیه 94,

این سخنرانی در مسجد جامع روستای آهق و در جلسه شرح خطبع فدکیه حضرت زهرا (س) ایراد شده است.

اعوذبالله من الشیطان الرجیم

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَنِ الرَّ‌حِیمِ

الحمدلله رب العالمین ، رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَهً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی.

سوار بر اسب هایمان می شویم و به یک هزار و چهارصد و یک سال قبل می رویم ، آن زمانی که به پیغمبر گرامی اسلام اجازه نمی دادند تا در مکه ، خانه پروردگار متعال را زیارت کند ، پیغمبر دو نفر را فرستاد و صلحی به وجود آمد به نام صلح حدیبیه ، این اتفاق در سال ششم هجری (پس از هجرت) اتفاق افتاد ، یه تعدادی معاهدات صورت گرفت ، یک محلی بود در اطراف مدینه محلی حدوداً به اندازه ۱۶۴ کیلومتر به نام خیبر ، همه نام خیبر را شنیده اید ، یکی از صفتها و ویژگیهای امیرالمومنین (ع) این بود که در خیبر را از جایش برداشت ، که در اواخر عرایضم خدمت شما توضیح خواهم داد.

۷ سال پس از هجرت پیامبر جنگی میان یهودیان و مسلمانان اتفاق افتاد ، یهودی ها زمانی که به جزیره العرب آمدند ، محلی را برای خود به عنوان زندگی گاه و سکونت گاه انتخاب کردند ، منطقه خیبر چون دارای نخلستان بود و میوه جات خوبی به ثمر می رسید ، به این خاطر یهودی ها پیشرفت کردند با اینکه از منطقه دیگری به اینجا آمده بودند اما پیشرفت برایشان حاصل شد و برای خود دژها و قلعه هایی ساخت و نام های مختلفی بر آنها نهادند و این قلعه ها را پر کردند از اقلام و خوراک ، چون منطقه وسیعی است ، در این منطقه وسیع خرما هست ، آب و هوای مناسب هست ، سلاح ها تهیه کردند و در این قلعه پر نمودند و چون سلاح داشتند به این خاطر همه از اینها می ترسیدند ، خوف داشتند زمانیکه نام اینها را می شنیدند و اینها اصلاً فکر نمی کردند که روزی با پیامبر اسلام (ص) و مسلمانان جنگ کنند ، زمانیکه این صلح حدیبیه اتفاق افتاد یهودی ها با مشکلاتی مواجه شدند ، پس از وجود این مشکلات تصمیم گرفتند با مسلمانان وارد جنگ شوند.

خوب شاید الان در ذهن شما این سوال به وجود آمد ، که الان خیلی عقب تر برگشت ، اکنون که سال ۶ هجری است ، می خواهم در این جلسه فقط بدانیم این فدک کجاست ، می خواهیم بدانیم چرا فدک مهم است ، چرا فدک را از حضرت فاطمه زهرا (س) گرفتند ، اصلاً چرا پیغمبر گرامی اسلام (ص) را به شهادت رساندند ، رحلت نه ، چرا شهادت ، الان در اواخر عرایضم خدمت شما عرض خواهم کرد که چگونه شد که پیامبر (ص) را به شهادت رساندند و چه اتفاقی رخ داد.

اینها (یهودی ها) آمدند و خواستند با مسلمانها وارد مصاف بشوند و جنگ کنند ، اینها هشت قلعه مستحکم داشتند که در عرایضم به آنها اشاره خواهم کرد ، جهت اینکه با مسلمانان بتوانند وارد جنگ بشوند باید با تعدادی از مسلمانان که در اطراف خیبر بودند باید با اینها هم هم پیمان می شدند تا آنها نیز پشت گرمی برای یهودی ها باشند ، به این خاطر دو برنامه داشتند.

برنامه اول پس از صلح حدیبیه این بود که خواستند با قوم بنی اسد که در نزدیکی خیبر بود با آنها عهد و پیمان ببندند ، آنها را راضی کنند تا آنها هم به همراه یهودی ها با مسلمانان مدینه وارد جنگ بشوند ، پیغمبر اسلام (ص) خبر دار شد که یهودی ها می خواهند با مسلمانان بنی اسد هم پیمان شوند و با مسلمانان در مدینه وارد جنگ بشوند ، پیامبر (ص) در رمضان همان سال صد نفر را به همراه امیرالمومنین (ع) فرستاد تا از ماجرا خبر دار شوند ، زمانیکه آمدند دیدند آنها در جایی اطراق کرده اند و مشغول به جاسوسی هستند ، چون اینها جاسوسی می کردند و دیدند که امیر المومنین (ع) و لشکر همراهش فهمیدند که اینها در حال جاسوسی هستند و این خبر به گوش قوم بنی اسد می رسید که اینها در حال جاسوسی هستند تمام نقشه هایشان به هم می ریخت و اختلافاتی به وجود می آمد ، به این خاطر به امیر المومنین (ع) گفتند که شما را به همراه این صد نفر به نزدیکی اقامت قوم بنی اسد می بریم و بدرقه می کنیم تا امیرالمومنین (ع) به اینها خبر ندهد که اینها اینجا در حال جاسوسی هستند.