close
دانلود آهنگ جدید
ای انسان! خدا را بندگی کن
هدف خداوند تبارک و تعالی از آفرینش انسان عبادت است (۱)، انسان زمانی کامل می شود که در آستان دوست سر تعظیم بیارد و بندگی خدا را به اکمال برساند، در ذکر تشهد مکرر می خوانیم که اشهد ان محمدا عبده و رسوله؛ یعنی محمد (صلی الله علیه و آله) ابتدا بنده خدا بوده تا اینکه رسول خدا شد، لذا اگر انسان بخواهد هر آنچه از خدا می خواهد به او اعطا شود ابتدا باید بندگی خدا را به اتمام برساند، بنده خدا باشد و به غیر از خدا چیزی نبیند.چه بسیار انسانهایی که با بندگی خدا به درجات عالیه ای دست یافته اند که دنیا را در شگفت…
ای انسان! خدا را بندگی کن

هدف خداوند تبارک و تعالی از آفرینش انسان عبادت است (۱)، انسان زمانی کامل می شود که در آستان دوست سر تعظیم بیارد و بندگی خدا را به اکمال برساند، در ذکر تشهد مکرر می خوانیم که اشهد ان محمدا عبده و رسوله؛ یعنی محمد (صلی الله علیه و آله) ابتدا بنده خدا بوده تا اینکه رسول خدا شد، لذا اگر انسان بخواهد هر آنچه از خدا می خواهد به او اعطا شود ابتدا باید بندگی خدا را به اتمام برساند، بنده خدا باشد و به غیر از خدا چیزی نبیند.

چه بسیار انسانهایی که با بندگی خدا به درجات عالیه ای دست یافته اند که دنیا را در شگفت قرار داده اند، یکی از همان بندگان معبود، شخصی معروف به حمال تبریزی هست؛ فرد بیسوادی که در تبریز زندگی می کرد و تمام عمر خود را در بازار به حمالی و بارکشی گذرانده بود تا از این راه رزق حلالی بدست آورد. یک روز که مثل همیشه در کوچه پس کوچه های شلوغ بازار مشغول حمل بار بود، برای آنکه نفسی تازه کند، بارش را روی زمین می گذارد و کمر راست می کند. صدایی توجه اش را جلب می کند؛ می بیند بچه ای روی پشت بام مشغول بازی است و مادرش مدام بچه را دعوا می کند که ورجه وورجه نکن، می افتی، در همان لحظه بچه به لبه بام نزدیک می شود و ناغافل پایش سر می خورد و به پایین پرت می شود. مادر جیغی می کشد و مردم خیره می مانند. حمال پیر فریاد می زند “نگهش دار !”، کودک میان آسمان و زمین معلق می ماند، پیرمرد نزدیک می شود، به آرامی او را میگیرد و به مادرش تحویل می دهد.

جمعیتی که شاهد این واقعه بودند همه دور او جمع می شوند و هر کس از او سوالی می پرسد: یکی می گوید تو امام زمانی، دیگری می گوید حضرت خضر است، کسانی هم می گویند جادوگری بلد است و سحر کرده.

حمال که دوباره به سختی بارش را بر دوش می گذارد، خطاب به همه کسانی که هاج و واج مانده و هر یک به گونه ای واقعه را تفسیر می کند، به آرامی و خونسردی می گوید: ” خیر، من نه امام زمانم، نه حضرت خضر و نه جادوگر، من همان حمالی هستم که پنجاه شصت سال است در این بازار می شناسید. من کار خارق العاده ای نکردم ، بلکه ماجرا این است که یک عمر هر چه خدا فرموده بود، من اطاعت کردم، یکبار من از خدا خواستم، او اجابت کرد

او می فرمود: (حق کسی را نخوردم به کسی ستم نکردم دروغ نگفتم دزدی نکردم و…) حالا بعد از یک عمر اطاعت یک چیز از خداوند خواستم که به لطف خود خواسته ام (معلق ماندن بچه در هوا) اجابت شد(۲).

اینجاست که انسان معنای سخن نورانی امام حسن مجتبی (علیه السلام) را می فهمد که فرمود: مَن عَبَدَ اللّه‏َ عَبَّدَ اللّه‏ُ لَهُ کُلَّ شَى‏ءٍ(۳)؛ هر کس خدا را بندگى کند، خداوند همه چیز را بنده او گرداند.

 

پی نوشت ها:

۱. آیه ۵۶ سوره ذاریات.

۲. داستان ” خدا و حمال تبریزی ” به نقل قول از علامه طباطبایی.

۳. تنبیه الخواطر ، جلد ۲، صفحه ۱۰۸.

کلیدواژه ها: , ,